تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 85/04/29 توسط  |

crash 

 

کارگردان: پل هاگیس. فیلمنامه: رابرت مورسکو، پل هاگیس. مدیر فیلمبرداری: دانا گونزالس، جیمز مورو. تدوین: هیوز واینبورن. موسیقی: مارک ایشام. طراح صحنه: لارنس بنت. بازیگران: ساندرا بولاک( جین کابوت)، دان چیدل( کارآگاه گراهام واترز)، مت دیلون(گروهبان رایان)، جنیفر اسپوزیتو(ریا)، ویلیام فیچنر(جک فلانگان)، برندان فریزر(ریچارد کابوت)، تندی نیوتن(کریستین)، رایان فیلیپه(سرکار هنسون)، شاون توب(فرهاد). ١١٣دقیقه . محصول ٢٠٠٤ آمریکا، آلمان.

دو کاراگاه پلیس که عاشق همدیگرند، یک مغازه دار ایرانی عصبی ، یک زن خانه دار و همسرش که دادستان است، یک کارگردان سیاه پوست و همسرش، یک قفل ساز مکزیکی و دختر کوچکش،  دو سارق سیاه پوست  اتومبیل، یک زوج میان سال چینی  و یک پلیس تازه کار و همکار نژاد پرست اش ...کسانی که درون زندگی یکنواخت لس آنجلس بی خبر از هم زندگی می کنند و امکان بسیار ضعیفی وجود دارد که زندگی هایشان با هم تداخل پیدا کند؛ اما یک تصادف همه چیز را عوض می کند.

 

نوشته شده در تاريخ 85/04/29 توسط  |

داستان با بارش برف آغاز می شود وبا بارش برف پایان می یابد

اما سوال این است که نماد و پیام این بارش چیست؟ پاسخ

واضح است این بارش نماد سردی وبی روحی است که در روابط

افراد در جامعه آمریکاموجود است.

برای رهایی از این بی روحی نیاز به برخورد انسانها با یکدیگر در

لحظات مختلف زندگی  است. برخوردی که می تواند مسیر زندگی

انسان را تغییر دهد.آری این برخوردهای انسان ها با یکدیگر است

که می تواند روابط اجتماعی را در یک جامعه از سردی وبی روحی

نجات دهد.نمود این واقعیت در فیلم در صحنه ایست که آن کارگردان

سیاه پوست  خود را درفضایی می بیند  که برف می بارد وماشینی

نیز آتش گرفته است وافرادی دور آن جمع شده اند واز گرمای آین آتش

برای مقابله با سرمای ناشی از بارش برف استفاده می کنند گرمای این

آتش که در اثر برخورد انسان ها با یکدیگر به وجود آمده است می تواند

انسان ها را تا حدودی ازسرما وبی روحی جامعه که در بارش برف نمود

پیدا می کند حفظ کند.

اما آنچیزی که توجه بیننده را به خود جلب می کند تبعیض نژادی است

که درجامعه آمریکا وجود دارد.به نظر من آن چیزی که در فیلم به عنوان

تبعیض نژادی نمود پیدا میکند.چیزی فرا تر از تبعیض نژادی است.این

بدان معنا است که کارگردان میان نژاد هایی که مورد نبعیض واقع شده اند

تفاوت قاﺋل شده است.درست است که در این فیلم تبعیض نژادی محکوم

شده است اما در مورد بعضی نژاد ها این تعبیر را در ذهن بیننده به وجود

می آورد که این

نژاد مستحق تبعیض نژادی است.این قضیه در خشن نشان دادن آن مرد

افغانی(ایرانی)در صحنه های مختلف فیلم نمایان می گردد.

 

                                                                                                                                                

اما یک نکته جالب درارتباط با فیلم اینست که کار گردان راه مقابله

با تبعیض نژادی موجود در جامعه آمریکا رابرخورد انسانها با یکدیگر

می داند.بر خوردی که می تواند تصوری که افراد از یکدیگر دارند تغییر

دهد.حتی اگر این برخورد نیز با خشونت همراه باشد.

به دلیل اینکه این فیلم از یک داستان واحد تشکیل نشده است نمی توان

از یک شخص به عنوان نقش اصلی یا تآثیرگذارترین نقش نام برد.اما بیننده

باتوجه به روحیاتش یکی از این شخصیت هارا به عنوان تآثیر گذارترین فردبر

خویشتن می یابد.

ضمنا اینجانب با توجه به پیام فیلم وبا توجه به آنکه در فیلم از رهبر سیاه

پوستان آمریکا مارتین لوترکینگ نام برده شده است متنی در ارتباط باوی

نوشته سراج الدین ادیب در ادامه سخنم آورده ام:

 



ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin