تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 87/09/26 توسط راوی |
نوشته شده در تاريخ 87/09/17 توسط راوی |

عنوان : آبی دریا قدغن

عکاس : هیوا مسیبی

نوشته شده در تاريخ 87/08/17 توسط راوی |
نوشته شده در تاريخ 87/08/13 توسط راوی |
نوشته شده در تاريخ 87/08/10 توسط راوی |

 

داستان از اين قرار است: در آمريكا دو حزب سياسى عمده هستند كه قدرت را بين همديگر تقسيم كرده اند. گاهى نام اين حزب از صندوق آرا بيرون مى آيد و گاهى نامزد...........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 87/08/04 توسط راوی |

فيلم «آواز گنجشك‌ها» اثر «مجيد مجيدي» از بهار 2009 به‌روي پرده‌ سينماهاي آمريكا مي‌رود.

به گزارش ايسنا، شركت توزيع فيلم «رجنت ريليزينگ» آمريكا روز گذشته حق پخش و نمايش اين فيلم در سينماهاي آمريكا را خريداري كرد تا «آواز گنجشك‌ها» از بهار سال آينده مهمان سينماهاي آمريكا شود.

فيلم «آواز گنجشك‌ها» كه در جشنواره‌ فيلم برلين جايزه‌ خرس نقره‌اي بهترين بازيگر مرد را براي «رضا ناجي» به‌همراه آورد، نماينده‌ سينماي ايران در بخش غيرانگليسي هشتاد‌ويكمين دوره‌ جوايز اسكار خواهد بود.

آواز گنجشک ها

نوشته شده در تاريخ 87/07/06 توسط راوی |
 

10000BC

پرده ی اول : داستانی از مثنوی

مولوی در دفتر اول مثنوی چنین می گوید :

شیر و گرگ و روباهی به قصدشکار کردند و گاو کوهی و بز و خرگوشی را صید کردند. شیر در مقام سلطان ابتدا از گرگ می خواهد که شکارها را تقسیم کند. گرگ، گاو را از آن شیر، بز را سهم خود و خرگوش را برای روباه می داند. شیر از این تقسیم ناراحت شده ......... 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 87/06/23 توسط راوی |
اسامي نامزدهاي دوازدهمين جشن بزرگ سينما دو روز مانده به برپايي اين جشن اعلام شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، اين اسامي به اين شرح است:


* بهترين فيلم
1- باد در علفزار مي‌پيچد
2- دعوت
3- ديوار
4- خاك آشنا
5- فرزند خاك

* بهترين كارگرداني....



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 87/02/12 توسط راوی |

هالیوود برای چه کسانی فیلم می سازد؟

بعد از ظهر یک روز آرام – پایگاه نظامیان آمریکایی در عربستان – عده ای مشغول بازی کریکت ، عده ای تماشاگر و کمی آن سوتر غریو شادی از بازی کودکان به گوش می رسد. هیچ کس تصور نمی کند این بعد از ظهر آرام آبستن حوادثی تلخ باشد. اما لحظاتی بعد .....

به دنبال این حادثه گروه حقیقت یاب ! FBI عازم محل می شوند و در نهایت کاشف به عمل می آید که......

در ژوئن 1996 و در پایگاه نظامی الخبر- متعلق به نظامیان آمریکا- انفجار مهیبی رخ داد که در پی آن 19 نظامی آمریکایی کشته و تعدادی زخمی شدند. در پی این حادثه مقامات آمریکایی انگشت اتهام را متوجه مسلمانان دانستند و حتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مسبب اصلی این حادثه معرفی کردند. ولی بعدا اذعان کردن که ایران هیچگونه دخالتی در انفجار ظهران عربستان نداشته است.اینجا را ببینید. و اینجا

البته کمترین سودی که ایالات متحده از قبل متهم کردن ایران برد تخریب وجهه ی جمهوری اسلامی ایران در سطح بین الملل و در نزد افکار عمومی دنیا بود. به هر روی این حادثه فرصتی دوباره برای ماشین فیلم سازی هالیوود ایجاد کرد تا با پرداختن به موضوع تروریسم این برچسب را به قامت اسلام و مسلمان بزند. 

Kingdom ساخته ی پیتر برگ و با بازی جیمی فاکس ، فیلمیست پرخرج با صحنه های اکشن در مقیاس هالیوودی. ماموریت این فیلم مثل ده ها فیلم دیگر هالیوودی که یک پای آن ها اسلام و مسلمان است هویداست : ترسیم تابلویی سیاه از جنگلی ناشناخته که در آن حیوانات مرموزی به نام تروریست زندگی می کنند که خطری برای امنیت و صلح محسوب می شوند. درک نیش و کنایه های فیلم برای ما که در موضعی تدافعی نسبت به حقوق جامعه ی اسلامی قرار داریم چندان سخت نیست. مصداق های توهین نه در لفافه بلکه اظهر من الشمس : مامور FBI در پاسخ به همکار خود که از وضع اسکان در عربستان ناراحت است ، می گوید : فراموش کردی به جنگل آمدیم !؟ یکی از بازماندگان انفجار هم با ناراحتی - که بیننده را با خود همراه می کند- این خشونتها و ترورها را ارمغان دین  اسلام می داند و می گوید : محمد از جون ما چی می خواد !؟

( برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید )

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 87/01/14 توسط راوی |

" سنتوری " از سری فیلم هایی است که با رویکردی انتقادی به ریشه های پدیده ی خانمانسوز اعتیاد می پردازد. این فیلم در به تصویر کشیدن زندگی رقت بار یک معتاد به واقع بی نظیر می نمایاند. موسیقی و ترانه های تاثیرگذار همراه با بازی هنرمندانه ی رادان از عوامل این زیبایی اند. یکی از صحنه های زیبا و تاثیرگذار فیلم آنجاست که علی رانده از همه جا و بی خانمان با مشتی خرت و پرت به حاشیه ی شهر پناه برده و در این بی خانمانی مشغول تیمار کبوترهایش و معتادان آسمان جولی بدتر از خود است.

 

اما نویسندگان سنتوری با مقوله ی اعتیاد به صورت یکطرفه و مبتنی بر آرا شخصی برخورد کرده اند. آنها با حذف خود فرد به عنوان بازیگر اصلی در رقم زدن سعادت و یا شقاوت خویش، خانواده، جامعه و نظام حکومتی را تنها عوامل پرورش دهنده ی معتاد قلمداد می کنند. در بیان سازندگان " سنتوری " ، خانواده به خاطر عدم توجه به علایق فرد ، سنت گرایی ، داشتن زمینه های مذهبی معارض با خلقیات جوان و ... مقصر است.

 

جامعه به خاطر مهیا بودن اسباب فسق و فجور و پدیده ای به نام رفیق بد مقصر است و نظام حکومتی به علت آنچه که " سنتوری " آن را طرز برخورد اشتباه و متحجرانه با هنرمند نامید بخشی از بار تقصیر را به دوش می کشد. البته آنچه ناپذیرفتنی و مورد انتقاد است بیان افراط گونه ی فیلم در برشمردن عوامل معضل اعتیاد است.

مثلا در صحنه ای از فیلم، پدر علی را می بینیم که بدون آنکه بفهمد چه می کند، نه تنها اسباب و لوازم تزریق را برای علی فراهم می کند، بلکه خود عامل تزریق مواد افیونی به فرزندش می شود. و بعد هم کاملا بی تفاوت علی را ترک می کند. در ابتدا به نظر می رسید که پدر برای سرکشی از علی به منزل او می رود. اما در حالی علی را ترک می کند که میخ دیگری بر تابوت او کوبیده است. برداشت ما این می شود که فقط برای تزریق آمده بود.

 

آقای مهرجویی ! این شیوه بیشتر به پاک کردن صورت مسئله شبیه است تا ریشه یابی و بیان راه حل ها. ما هم موافقیم که وقتی اعتیاد و معتاد ریشه یابی می شوند بی تردید خانواده هم باید محاکمه شود. اما حوزه ی اثر گذاری هر عامل هم مشخص است. مقصود شما از نشان دادن اینکه یک پدر به فرزندش مواد مخدر تزریق می کند چیست ؟

 

این تصویر سازی افراطی در مورد نظام حکومتی هم مشهود است. هانیه، همسر علی، که او هم از زخم های اعتیاد بی نصیب نمانده، حکومت را به باد انتقاد گرفته و از چنین اصطلاحاتی برای نشان دادن عصبانیت خود استفاده می کند :" مملکت خشن، دروغگو، بی رحم که همه را معتاد می کند ....!! "

 

بله ! از زاویه دید آقای مهرجویی مملکت همه را معتاد می کند چون مجوز هر کاری را نمی دهد. البته در اینجا فرصت وارد شدن به مناقشه ی معترضین و جمهوری اسلامی نیست. اما اگر استدلال آقای مهرجویی در مورد اخیر پذیرفته شود هر عمل مورد علاقه ی جوانان برای اجتناب از افتادن در دام اعتیاد جایز است. و در این میان علاقه ی جوانان شرط لازم وکافیست و نه مبانی اصولی و اعتقادی نظام حکومتی !

 

" سنتوری " علاوه بر نشان دادن نابسامانی ها در بخشی از جامعه ی جوان ایران، روی دوم سکه را هم نشان می دهد. برادر علی نماینده ی این نیمه ی پنهان است. وی ضمن همدرد نشان دادن خود با علی به تحسین شجاعت وی می پردازد و می گوید : " من ترسو هستم .... 40سالمه نه شغل درست وحسابی و نه خونه و زندگی مستقل ! " شاید آقای مهرجویی پس از معرفی علی به عنوان یک معضل بالفعل، می خواهد بگوید بخش دیگر جامعه ی جوان بالقوه "علی" هستند.

 

به هر حال با تمامی این تحلیل ها، اعتقاد بر ناچیز بودن نقش عوامل فوق الذکر در شکل گیری یک معضل اجتماعی نیست. که هرکدام از اینها به واقع نقش کلیدی در حیات وممات فرد دارند. خانواده به مثابه دروازه ورود فرد به جامعه در تربیت صحیح و جهت دهی وی در مسیر سعادت نقشی غیر قابل انکار دارد. همینطور حکومت و مسئولان حکومتی. تمام مطالب مطروحه در این نقد با موضوع مورد بحث یعنی فیلم  " سنتوری " موضوعیت پیدا می کند. چرا که توفیق یک اثر هنری در راهگشایی پیرامون یک پدیده هنگامی محقق می شود که شیوه ای واقع بینانه در پیش گیرد. با بخشی نگری در واقع خود را از دایره ی اعتنا خارج می کند. در فیلم " سنتوری " علی به مثابه یک توپ ازهر طرف پا می خورد و بی اختیار به هر سمت و سو می رود.  آقای مهرجویی ! بهتر است بگوییم : خانواده، جامعه، حکومت و..... + علی.

 

" خداوند از برای روح تو بال هایی آفریده است تا در آسمان بیکران عشق و رهایی به پرواز در آید. دریغا که شاهپرهای خود به دست خویش چینی و روح خود به رنج خزیدن کرم وار بر زمین واداری !"

                                                                                جبران خلیل جبران - گفتارهای معنوی

 

(راوی)

                                                                                           

نوشته شده در تاريخ 87/01/09 توسط راوی |

shadi foroosh

شادی فروش

عکاس : ارسطو خوشحساب

(راوی)

نوشته شده در تاريخ 87/01/02 توسط راوی |

فیلم " بلوک 16 " یکی از صدها فیلم هالیوودی است که ماموریتش ارزش سازی و هویت بخشی به یک بلوک خاص از جامعه ی آمریکاست. جامعه ای که حداقل می توان در این تاریخ با قطع و یقین در مورد سرریز بداخلاقی در آن سخن گفت ، که سندهای آن هر روزه انتشار می یابد. گرچه این بداخلاقی ها در همه جا و حتی در مورد خود ما و آدم های اطراف ما وجود دارد، ولی در جامعه ی آمریکا بالاتر از معمول است. این امر باعث شده یکی از شاخصه های جامعه ی آمریکایی را وجود غیر متعارف اقسام مختلف رذیلت ها بدانیم . طوری که اگر قرار باشد در مورد انسان آمریکایی به نمایندگی از انسانها قضاوت کنیم دیگر نمی توان گفت بشر جایزالخطاست بلکه باید گفت واجب الخطاست....

بلوک 16

در این میان رسالت هالیوود نه غبارزدایی از چهره ی آمریکایی که آراستن آن به انواع فضیلت های انسانی است.

بر این اساس پلیس آمریکایی در بلوک 16 تبرئه می شود و ارزش های اخلاقی به سان درجه ای به او اعطا می شود. تحول روحی و درونی " جک " ما را به یاد فضیل عیاض می اندازد. تحول در یک لحظه اتفاق می افتد و انسان دوستی و اخلاق مداری در جای جای داستان به وسیله ی قهرمان دائم الخمر رقم می خورد. حتی شاهد اصلی که قرار است در دادگاه شهادت دهد را در انتهای داستان در هیات یک نجات یافته می بینیم که ناجی اش کسی نیست جز " جک "، پلیس متعهد آمریکایی.

و حالا نقطه ی اوج داستان که این عضو متعهد آمریکایی هم به عنوان گناهکار و هم به عنوان شاهد و با پای خود ودر حالیکه انواع و اقسام راه های گریز از قانون برای او وجود دارد - ودر مقابل حضور در دادگاه به قیمت جانش تمام خواهد شد – اما او این بهای سنگین را می پردازد و در دادگاه ..........

در دادگاه هالیوود او نه تنها مستحق مجازات نیست بلکه برای پاسداشت این عمل اخلاقی اش برایش جشن تولد گرفته می شود. شاید به این خاطر که در اذهان منحرف ما دوباره متولد شده است.

(راوی)

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin