|
نوشته شده در تاريخ 88/08/14 توسط حلقه نقد فیلم
|
گذری بر فیلم"ماه تلخ" :
ماه تلخ ؛ ماه همیشه نمادی از زیبایی است ولی مطمئنا در پس هر زیبایی ، زشتی هم وجود دارد ، این فیلم زشتی و تلخی که در پس یک رابطه جنسی وجود دارد را به بهترین شکل ممکن به تصویر می کشد ولی ضعف عمده فیلم عدم ارائه راه حلی مناسب در جهت برطرف نمودن این تلخی در زندگی زناشویی می باشد. در واقع رومن پولانسکی شاید به علت وجود خاطرات تلخی در گذشته اش این چنین سیاه به انتهای یک رابطه عاشقانه و جنسی می نگرد و شاید هم دلیل دیگری در کار باشد ، فیلم "ماه تلخ" رومن پولانسکی در نظر اول خود را اثری آموزنده می نمایاند ولی برداشت های شخصی ذهن کارگردان به ویژه در نیمه دوم فیلم ، این اثر از یک فیلم کارشناسانه به یک فیلم سادیستی تنزل پیدا می کند. رومن پولانسکی در "ماه تلخ" به روزمره گی حاصل از روابط جنسی اشاره دارد و تنها نسخه ای که برای این درد می پیچد ،جدایست . شکی نیست که در روابط زناشویی این روزمره گی و یکنواختی وجود دارد ولی نکته مهمی که رومن پولانسکی در نگارش فیلمنامه خود بدان دقت نداشته است ، این است که تداوم یک رابطه زناشویی موفق تنها در گِرو داشتن روابط جنسی نمی باشد ، بلکه انسانها باید در یک رابطه عاشقانه به موضوعاتی فرای این روابط باندیشند، البته منظور این نیست که روابط جنسی وجود نداشته باشد بلکه انسان چه مرد وچه زن برای ایجاد یک رابطه دائمی با یکدیگر می بایست دارای نقاط مشترکی بوده و به یکدیگر تنها به چشم ابزاری در جهت ارضای غرایز فروخوفته خویش ننگرند و در راستای نیل به این نقاط مشترک با نفس خویش مبارزه کنند. نویسنده: رضا نوشته شده در تاريخ 88/08/14 توسط حلقه نقد فیلم
|
نقد فيلم: ماه تلخ (Bitter Moon)
«رومن پولانسكي» چندين بحران و فاجعه را در زندگي شخصي خويش تجربه كرده است. قتل مادرش در اردوگاههاي مرگ نازيها و خاطراتي كه بعدها در فيلم پيانيست جلوي دوربين رفتند، مصله شدن همسر حاملهاش «شارون تيت» به دست طرفداران مانسن شيطانپرست و تجاوزش به دختري 13 ساله كه منجر به اخراجش از امريكا شد از جمله اين خاطرات تلخ هستند. اما پولانسكي همزمان با سپري كردن اين رويدادهاي تكان دهنده يك سينماگر هم بود. فيلمهايش به لحاظ بار رواني نميتوانند بي تاثير از چنين حوادثي باشند. گويي او خود را با ساختن فيلمهايي كه سرشار از تهوع، ساديسم و تراژدي است مجاب كرده است. به هر جهت او فيلمسازي قهار است و با نگاه به زندگياش نميتوان بر قدرت سينمايياش خرده گرفت. هرچند فرود و فرازهاي عجيبي در كارنامه سينمايي او وجود دارد و همه آثارش را نميتوان شاهكار تلقي كرد. او بعد از تريلوژي اكسپرسيونيستي آپارتمان (فيلمهاي بچه رزماري، مستاجر و تنفر) ماه تلخ را جلوي دوربين برد. يك فيلم سادومازوخيستي تكان دهنده و تفكر برانگيز. ماه تلخ داستان دهشتناك ارتباط نافرجام است. در اين داستان دو زوج حضور دارند، زوجهايي كه رسماً زن و شوهر هستند اما همه چيز بين آنها تمام شده است. مساله بحران اولين موردي است كه در يك اثر اكسپرسيونيستي به آن توجه ميشود. بحراني كه خاستگاه آن تمدن است. نمونه بارز نشست تمدن و اجتماع مدني و مدرن آپارتمان است. در تريلوژي آپارتمان كه در ماه تلخ نيز رگههايي از آن به چشم ميخورد همين آپارتمان به عنوان سنبل ظهور تمدن وجود دارد. اين سنبل آزاردهنده بستر انزوا، تنهايي و خودخوري است و همواره تنهايي به لحاظ روانشناسي زمينه ساديسم يا مازوخيسم كه بيماريهايي تخريب كننده هستند را فراهم ميكند. در چنين آثاري تخريب حرف اول را ميزند. تخريب از نوع پيش رونده و آرام. تخريب شخصيت، انسانيت و عشق. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ 88/08/08 توسط حلقه نقد فیلم
|
|
|