|
نوشته شده در تاريخ 88/04/30 توسط حلقه نقد فیلم
|
The Curious Case of Benjamin Button (2008-آمریکا)
کارگردان: دیوید فینچر تهیهکننده :کاتلین کندی - فرانک مارشال نویسنده: اریک راث - رابین سویکورد (بر پایه داستان کوتاه اثر اف. اسکات فیتزجرالد) بازیگران: برد پیت - کیت بلانشت - ترجی هنسون - جولیا اورماند - مهرشللحشبز علی موسیقی: الکساندر دسپلات فیلمبرداری: کلادیو میراندا تدوین: کریک بکستر - انگوس وال سبک: درام - تخیلی توزیعکننده: پارامونت پیکچرز و برادران وارنر مدت: ۱۶۶ دقیقه بودجه: ۱۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار فروش: ۳۹٬۰۰۸٬۰۰۰ دلار مورد عجیب بنجامین باتن شاید یکی از بهانههایی که باعث میشود، فیلم تماشا کردن را دوست داشتهباشیم، فرار از روزمرگیهای زندگی باشد. پس چه باک اگر روایتی که به تماشایش مینشینیم، در عالم امکان و واقع نگنجد؟ هر چند ساختن افسانهوارهایی که به زمان و مکان نامعلومی در صدها سال پیش باز نمیگردد و در زمان معاصر جریان دارد، شجاعتی افزون میطلبد، ولی شاید یکی مثل “دیوید فینچر”، این دل را داشتهباشد که از ایدهی یک داستان کوتاه “اسکات فیتز جرالد” چنان خوشش آید که دست به ساخت “مورد عجیب بنجامین باتن” بزند. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ 88/04/24 توسط تصویر
|
بنام خدا بیشتر به نظر می رسید گروهی از دوستان خانوادگی تصمیم گرفته اند سه روز تعطیلات را برای تفریح به شمال بروند.. .....یک نفرشان هم مثل این است که دوربین هندی کم خانوادگی را روشن کرده و از بقیه فیلم میگیرد. پلان های کش دار، سادگی و غیر رسمی بودن دیالوگ ها و تصویربرداری با دوربین روی دست از دیگر تمهیدات فرهادی برای نشان دادن یک روایت مستند از داستان فیلم می باشد. *** اگر وظیفه هنرمند ساختن فضایی مستعد برای اندیشیدن مخاطب درباره سوژه ای انسانی باشد، درباره الی به تمام معنا یک اثر هنری متعهد است. اصغر فرهادی با کوله باری از تجربه سیاسی در سینما، شاید این بار هم مخاطبانش را به انتظار یک کار سیاسی دیگر به طرف سالن های سینما جذب کرده باشد، اما پس از نگاهی گذرا به فیلم، این انتظار ناکام می ماند. از زاویه نگاهی دیگر فیلم را می بینیم، تجربه ای موفق نسبت به فضایی جدید برای او به شمار می آید. اما دوباره با نگاهی عمیق تر همان فرهادی منتقد نسبت به فضای اجتماعی و سیاسی ایران آشکار می شود. یعنی می خواهم بگویم بعید است که فرهادی ای را که ما می شناسیم منظورش از " الی"، " الی" باشد و "درباره الی" را درباره " الی" ساخته باشد. " الی" صورت شکسته الناز، الهام، یا می تواند هر اسم دیگری هم باشد، که ما به خاطر او با هم جدال می کنیم، همدیگر را زیر سوال می بریم، حتی دست روی عزیزانمان بلند می کنیم.... و قصد داشتیم تا بر روی او برای ساختن آینده مان سرمایه گذاری زیادی هم بکنیم. سرمایه ای به اندازه یک عمر، به اندازه یک زندگی. و نکته جالب آنجاست که در عین حال هیچ مدرک شناسایی معتبر یا حتی غیر معتبری در باره الی در دست ما نبوده و بخاطر اعتمادی که بر روی او داشته یا خیال می کردیم که داشته ایم، بر روی الی سرمایه گذاری می کرده ایم. مسئله بغرنج تر آنجاست که مسئله از داشتن اعتماد یا نداشتن آن هم کلی تر و عمیق تر است و آن این است که ما در باره آن – اینکه ما به الی اعتماد داشته ایم یا نه – اصلا تا به حال فکر نکرده بودیم. الی در بدو ورود به خانه می گوید تمیز کردن خانه با من ، با اطرافیان رفتار مودبی دارد، از بچه ها مراقبت می کند و حتی به این خاطر جانش را هم به خطر می اندازد. بعد از لو رفتن شخصیت دوروی الی ، یکی از دوستان اشاره می کند اما اگه این طور باشد که همه خوبی کردن های الی هم زیر سوال می رود. یعنی الی این خوش خدمتی ها را بخاطر چه انجام داده است؟ *** دروغ مصلحتی از تبعات جامعه ناراست و لایه لایه است. سپیده حقایقی را از چشم سایرین مخفی نگاه می دارد که گاه گفتن آن ها شاید مشکلات دیگری را به همراه داشته باشد. آیا سپیده از ابتدا می بایست همه چیز را به احمد یا به نامزد الی و یا به همسرش می گفت یا اینکه آیا اصلا همه می بایست از همه چیز اطلاع داشته باشند؟ بعد از فوت شدن همه چیز چطور؟ گفتن حقیقت آیا به قیمت آبروی الی تمام نمی شود؟ برداشتن موبایل الی آیا کار درستی بوده است یا نه؟ نامزد الی چه طور؟ چرا از اول نگفت که نامزد اوست؟ مصلحتی بودن کار او آیا قابل توجیه است؟ به نظر میرسد قبل از محاکمه افراد در چنین شرایطی پیشتر می بایست شرایط بحران و مصلحت اندیشی را زیر سوال برد. این جامعه است که سپیده را به ناراستی و پوشیدگی مجبور کرده است. این رجحان مسائل گنگ و نامشخص بر صداقت است که آدم ها را گاه در ابراز حقایق دچار تردید می کند. چرا بخاطر الی که حقیقت او مرگ است ما باید به دوستانمان دروغ بگوییم یا حقیقتی که بالاخره همه خواهند فهمید را مخفی نگاه داریم؟ آیا اسم این را می توان مصلحت اندیشی گذاشت؟ اواخر فیلم بین بچه ها دور می زنند و رای گیری می کنند. اکثرا متفق اند به اینکه باید راستش را به نامزد الی گفت. بالاخره که همه چیز را می فهمد. سانسور ، مصلحت اندیشی نیست. شاید بهتر باشد که ما هم مثل فرهادی زیاد وارد جزییات نشویم و مسئله را بازتر نگاه داریم. من فکر می کنم اگر سیاست مداران ما به حرف منتقدان دلسوز گوش تر فرا دهند و مردم را شایسته دانستن حقایق بدانند، این از دروغ گویی های بحران خواهد کاست. شاید فضای ناراستی در انتخابات اخیر شاهد خوبی بر ادعای درباره الی باشد.
|
|