تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 86/12/28 توسط مجید |

 

باسلام و تبریک فرا رسیدن نوروز باستانی

 

ماجرای ما از آنجاکه درونیات جک موزلی به عنوان پلیس مثبت در مقابل دیگر افراد نیروهای پلیس نشان داده می شود جالب توجه ارزیابی می شود جریان باخیلی چیزها روشن می شود کشتن پسر سیاه پوست که قرار است شهادت بدهد بگوید، فریاد بزند در دادگاه پیش دادستان ،انگار می خواهند دادبزنند که دیگر تمام وکمال دموکراسی ومردم سالاری،آزادی بیان عقیده وآرا نزد آنهاست .جک موزلی را مثل یک بت تراشیده وبه ما نشان می دهند.البته مامنکر وجود خیلی از آزادیها نیستیم که درآنجا هست اما یک نوع دیگر نقد عملکرد کارگردان توجه به عملکرد شجاعانه جک در برابر دفاع ازمجرم سیاه پوست در هنگام حمله گروهی از پلیسهای تبهکار است .جک می خواست سالم بماند  دراه عقیده و هدفش التزام عملی داشت .ببینید فرق است ما بین کسی که حرف می زند تا کسی که عمل می کند از قدیم گفته اند "دو صد گفته چون نیم کردار نیست"به جک پیشنهاد می دهند شاهد دادگاه را بکشد و لا پوشانی پرونده را  بکند.اما نکته ای که خیلی دور از انتظار بود گریز وفرار جک موزلی از دست تبهکاران پلیس و پیدا شدن توسط آنها در اندک زمان ممکن بود که این امر خود شاهدی بر این مدعامی تواند باشد که جک موزلی کارش را خوب بلد نبوده ویاضعف کارگردانی و....بله عدم ارتباط بین وجود همزمان پلیس های تبهکار وجک موزلی خیلی عجیب غریب بود...سوالات در این باره زیاد پیش می آید در این فیلم اکشن..مثلا فرانک چگونه موزلی را پیدا می کند..این عدم پیوند مناسب فریم های فیلم یک نقص بزرگ است. بگذریم حالا به نقد هنری این اثر می پردازیم با نهایت صداقت بگویم چیزی برای گفتن ندارم وبه زعم من خیلی از آثار اکشن هالیوودفاقدجنبه هنری سینمای ایران است .شایدبرخی براین باورندکه هنر غربی درآمیخته با امورجنسی شده است این هم برای خودش محترم است.نکته ظریفی دریکی از نظرات آمده بود" اگر در ماشین شما فقط جای یک نفر دیگر باشد کدامیک را سوار می کنید پیرزنی که تنها است ، دوستی که جون شما را نجات داده ، دختر آرزوهاتون رو . این معمای مطرح شد ه دربلوک 16 ا ست . معمای زندگی "انتخاب کدام گزینه بهترازدیگری است....

نوشته شده توسط : مجید

 

 

نوشته شده در تاريخ 86/12/27 توسط دوست |

 

 

قبل از آنکه به بررسی موضوع اصلی فیلم بپردازم لازم است نکته ای را متذکر شوم وآن اینست که با توجه به اکشن بودن این فیلم توجه کارگردان به صحنه و حوادثی است که در دل بیننده ایجاد هیجان مخلوط با اضطراب می کند وحتی با وجود پیش بینی پایان خوش توسط بیننده این اضطراب از درون بیننده تا انتهای فیلم بیرون نمی رود. و در واقع میتوان عامل جذاب بودن این فیلم ها را نیز همین نکته دانست ونه محتوی داستان به نظر می رسد داستان این فیلم ازیک پروسه تکراری که در بسیاری از فیلم ها اکشن وجود دارد الهام می گیرد. آن پروسه تلاش برای نجات یک شخص می باشد شخصی که از دیدگاه شخصیت های منفی داستان باید حذف گردد تا آنها به اهداف خود دست یابند.

 

به هر صورت این نیز یک ژانر سینمایی(سینمای اکشن) می باشد و باید دید که آیا فیلم بلوک16 در چارچوب ژانر خود فیلمی است موفق برای جذب مخاطب(اصلی ترین هدف تهیه کنندگان یک فیلم) یا خیر که به نظر اینجانب با توجه به هیجان مناسب به دور از خرق عادت های زاید می تواند فیلم موفقی باشد.

 

اما موضوع اصلی فیلم، که همان فساد پلیس در جامعه آمریکا است: آنچه قابل تحسین است داشتن این شهامت نزد سینما گران آمریکایی است که می توانند آزادانه پلیس را تا این درجه به نقد بکشانند. این در حالی است که سینما و تلویزیون در ایران از این نعمت محرومند به عنوان نمونه در همین طرح ارتقا امنیت اجتماعی که همه اذعان دارند که توسط پلیس تخلفاتی شده است (حتی فیلم هایی از این تخلفات نیز پخش شد) ما شاهد کنار گذاشتن یک مجری تلویزیون به خاطر انتقاد از سردار رادان در برنامه کوله پشتی بودیم.

 

 شنیده بودم که این فیلم(بلوک 16) در صدا وسیما(شبکه تهران) پخش شد فقط امیدوارم آنهایی که به وضعیت موجود در جامعه آمریکا انتقاد می کنند(البته قبول دارم که بیشتر آنها به حق است) ببینند که سینماگرایان در آمریکا چگونه می توانند آزادانه در فیلم هایشان به انتقاد از پلیس بپردازند.

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی                     هر لحظه به دام دگری پابستی

 

گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم                         آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟

 

نوشته شده توسط : دوست

نوشته شده در تاريخ 86/12/25 توسط تصویر |

بنام خدا

 

فیلم سینمایی بلوک 16 - به کارگردانی ریچارد داونر - محصول امریکا – تریلر جنایی*

 

عده ای پلیس امریکایی مرتکب جنایتی می شوند . "جک" که از گروه پلیس مذکور می باشد از کرده خویش پشیمان است . او تلاش می کند تا جان شاهد سیاه پوست و کند ذهن جنایت پلیس را برای ارائه به دادگاه حفظ کند . افراد دیگر پلیس که در جنایت سهیم بوده اند به ریاست "فرانک" تلاش می کنند تا شاهد ماجرا نتواند خودش را به دادگاه برساند . . . . نهایتا" جک به طریقی پیروز ماجرمی شود و خودش را که با ضرب گلوله مجروح شده است به دادگاه میرساند .

این فیلم سینمایی را که قبلا" شبکه تهران پخش کرده بود ، در جلسه گروه به نقد گذاشته شد .

The image “http://www.schools.net.au/edu/kla/art_rodin/rodin_thought1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


اگر درام پردازی به سیاق هالیوود معرف سرگرمی سازی صرف باشد به نظر اینجانب بیانگر هدف میمونی نیست. ایجاد چند تصادف با سبب های سطحی و یا بی دلیل همیشه از نقاط ضعف نگارش یک درام است مگر آنکه این تصادف ابتدای قصه بوده و یا یک ساختار پست مدرنیستی ملاک باشد. اگر تمام درام بلوک 16 به این میپرداخت که "جک" چرا و چگونه از جنایت مذکور پشیمان شده است می توانستیم شاهد سیر یک نمایش مستدل و روان پریش خوبی باشیم و این نوید بخش اندکی تامل و اندیشه در ارتباط با انسان می توانست باشد - فیلم سینمایی بی خوابی با بازی آلپاچینو و رابین ویلیامز را به خاطر دارید؟ - اما اینکه ما اساس گره گشایی بنیادین داستان یعنی تحول "جک" را به عنوان پیش فرض - بدون دلیل - در نظر بگیریم این سینما نمایش مستدلی نخواهد بود و اندیشه مخاطب را درگیر نخواهد نمود . چنین فیلمی از این بالاتر نخواهد توانست برود که با نمایش صحنه هایی پرخرج از تصادم اتوبوس با در و دیوار و چند حادثه بی دلیل ( یا کمرنگ از لحاظ منطقی ) تماشاگر را لحظاتی سرگرم کند . نمونه دیگری را از سیر بی استدلال داستان هنگامی ذکر می کنم که آن پیرمرد چینی ( اگر اشتباه نکنم چینی ) جک و سیاه پوست را در خانه خودش راه می دهد و از آن بدتر قبل از آن شعار هم می دهد که من هیچوقت در خانه ام را باز نمی کنم این یعنی اینکه علیرغم زندگی منزویم اما من تحت تاثیر شما قرار گرفته ام اما پیرمرد که آن ها را نمی شناخته ، پس این پذیرایی از آن ها جز یک بازی احساسی چه چیز دیگری می تواند باشد؟ بعد هم جک از لباس های پیر مرد برای تغییر قیافه سیاه پوست استفاده می کند و پیر مرد هم با آن ها دوست شده است!

 

موسیقی احساسی هنگام نمایش دیالوگ های احساسی از دیگر مشخصات فیلم های سطحی است . خداوند "برسون" این فیلمساز بزرگ فرانسوی را بیامرزد که در یادداشت هایش این بیان را تاکید نمود که موسیقی اصلا" در سینماتوگراف من ممنوع است مگر آن موسیقی که توسط بازیگران فیلم نواخته شود ( مثلا" ما پیانیستی را ببینیم که پیانو بزند ) و یا اسباب موسیقی ( هرچه که هست : رادیو ، الات موسیقی ... ) در فیلم وجود داشته باشد. و این یادداشت همانا بخاطر ترس برسون از احساسات بازی در سینماتوگراف بوده است .

 

از دیگر نقاط ضعف بلوک 16 شخصیت پردازی سیاه و سفید و وجود دیالوگ های شعاری در آن است مثلا" توجه شما را به اعتراف جک در نزد سیاه پوست و گفتن اینکه من آدم بدی هستم جلب می کنم و تفکر بیشتر در باره بلوک 16 ورسالت سینما را به شما وامی گذارم .

- این نوشتار گریزی بود بر اندیشه اینجانب در مورد سینمایی که از آن یاد کردم . تلاش من بر این است تا با کمترین تعصب نسبت به نظر شخصی اندیشه ام را در باره سینما مطرح نمایم لهذا از شنیدن نظرات خوب شما خوشحال خواهم شد .

 

( سال نوی خورشیدی را پیشاپیش به دوستانم تبریک می گویم )

 

نوشته شده توسط : تصویر

 

نوشته شده در تاريخ 86/12/14 توسط حلقه نقد فیلم |

نگاهی به اسکار

 

2008

 

 

شب بزرگ برای برادران کوئن

 

 

مراسم هشتادمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی از حدود ساعت 5 بامداد به وقت تهران به شکل رسمی آغاز شد.

 

به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» نکته جالب توجه بارش باران از چند ساعت پیش از آغاز مراسم در لس‌آنجلس بود که برگزار کنندگان و مهمانان مراسم را به دردسر انداخت.

 

جوایز اسکار در تمامی 24 رشته به برگزیدگان اهدا شد و فیلم پیرمردها سرزمین ندارند ساخته اتان و جوئل کوئن با دریافت چهار جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکل مرد موفق‌ترین فیلم اسکار 2008 لقب گرفت. در ادامه فهرست برگزیدگان اسکار 2008 می‌آید که طی بیش از سه ساعت به روز شد.

 

خاویر باردم در صحنه ای از فیلم  ( کشوری برای پیرمردها نیست)       

 

 

فهرست برندگان اسکار ۲۰۰۸

 

بهترین طراحی لباس:

الکساندر بیرن برای الیزابت: عصر طلایی

سایر نامزدها: سرتاسر عالم، کفاره، زندگی بر وفق مراد است، سویینی تاد: آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت

 

بهترین چهره‌پردازی:

دیدیه لاورن و یان آرچیبالد برای زندگی بر وقف مراد است

سایر نامزدها: نوربیت و دزدان دریایی کارائیب: در پایان جهان

 

بهترین انیمیشن بلند:

براد برد برای راتاتویی

سایر نامزدها: پرسپولیس و Surf's Up

 

بهترین جلوه‌های ویژه بصری:

مایکل فینک، بیل وستن‌هوفر، بن موریس و ترور وود برای قطب‌نمای طلایی

سایر نامزدها: دزدان دریایی کارائیب و ترنسفورمرز

 

بهترین طراحی هنری:

دانته فرتی برای سویینی تاد

سایر نامزدها: گنگستر آمریکایی، کفاره، قطب‌نمای طلایی و خون به پا خواهد شد

 

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:

خاویر باردم برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کیسی افلک برای ترور جسی جیمز، فیلیپ سیمور هافمن برای جنگ چارلی ویلسون، هال هالبروک برای به سوی وحش و تام ویلکینسون برای مایکل کلیتون

 

بهترین فیلم کوتاه:

موتزارت جیب‌برها به کارگردانی فیلیپ پولت-ویلارد

سایر نامزدها: شب‌هنگام، جانشین، تانگوی آرژانتینی و زن تونتو

 

بهترین انیمیشن کوتاه:

پیتر و گرگ به کارگردانی سوزی تمپلتون و هیو ولشمن

سایر نامزدها: من شیرماهی را ملاقات کردم، مادام توتلی-پوتلی، حتی کبوترها به بهشت می‌روند و عشق من

 

بهترین بازیگر زن نقش مکمل:

تیلدا سوینتون برای مایکل کلیتون

سایر نامزدها: کیت بلانشت برای من آنجا نیستم، رابی دی برای گنگستر آمریکایی، سایروس رونان برای کفاره و امی رایان برای رفته عزیزم رفته

 

بهترین فیلمنامه اقتباسی:

اتان و جوئل کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کفاره، دور از او، محفظه غواصی و پروانه، خون به پا خواهد شد

 

بهترین میکس صدا:

دیوید پارکر، اسکات میلان و کرک فرانسیس برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: پیرمردها سرزمین ندارند، راتاتویی، قطار 3:10 به یوما و ترنسفورمرز

 

بهترین تدوین صدا:

کارن بیکر لندرز و پر هالبرگ برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: پیرمردها سرزمین ندارند، راتاتویی، خون به پا خواهد شد و ترنسفورمرز

 

بهترین بازیگر نقش اول زن:

ماریون کوتیلار برای زندگی بر وفق مراد است

سایر نامزدها: کیت بلانشت برای الیزابت: عصر طلایی، جولی کریستی برای دور از او، لارا لینی برای خانواده سویج و الن پیج برای جونو

 

بهترین تدوین:

کریستوفر راس برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: محفظه غواصی و پروانه، به سوی وحش، پیرمردها سرزمین ندارند و خون به پا خواهد شد

 

بهترین فیلم خارجی:

جاعل‌ها به کارگردانی استفان روزویتسکی از اتریش

سایر نامزدها: بوفرت از اسرائیل، کاتین از لهستان، مغولی از قزاقستان و 12 از روسیه

 

بهترین ترانه:

گلن هانسارد و مارکتا ابلگوروا برای ترانه سقوط آرام از فیلم Once

سایر نامزدها: سه ترانه از فیلم افسون شده، و یک ترانه از فیلم آگوست راش

 

بهترین فیلمبرداری:

رابرت السویت برای خون به پا خواهد شد

سایر نامزدها: ترور جسی جیمز، کفاره، محفظه غواصی و پروانه و پیرمردها سرزمین ندارند

 

بهترین موسیقی:

داریو ماریانلی برای کفاره

سایر نامزدها: بادبادک باز، مایکل کلیتون، راتاتویی و قطار 3:10 به یوما

 

بهترین مستند کوتاه:

ملک طلق به کارگردانی سینتیا وید و منسا راث

سایر نامزدها: خانوده سلطنتی، سلیم بابا و مادر ساری

 

بهترین مستند بلند:

تاکسی برای نیمه تاریک به کارگردانی الکس گیبنی  و اوا اورنر

سایر نامزدها: منظره بی‌پایان، عملیات بازگشت به خانه، سیکو و جنگ/رقص

 

بهترین فیلمنامه اریژینال:

دیابلو کودی برای جونو

سایر نامزدها: لارس و دختر واقعی، مایکل کلیتون، راتاتویی و خانواده سویج

 

بهترین بازیگر نقش اول مرد:

دانیل دی لویس برای خون به پا خواهد شد

سایر نامزدها: جرج کلونی برای مایکل کلیتون، جانی دپ برای سویینی تاد، تامی لی جونز برای در دره الاه و ویگو مرتنسن برای قول‌های شرقی

 

بهترین کارگردان:

جوئل و اتان کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: جولین اشنابل برای محفظه غواصی و پروانه، جیسون ریتمن برای جونو، تونی گیلروی برای مایکل کلیتون و پل تامس اندرسون برای خون به پا خواهد شد

 

بهترین فیلم:

پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کفاره، جونو، مایکل کلیتون و خون به پا خواهد شد

  

منبع : http://fa.shortfilmnews.com/shownews.asp?id=-1045479278 ( پایگاه خبری فیلم کوتاه )

 

تهیه و تنظیم : رضا سروش

 

نوشته شده در تاريخ 86/12/10 توسط حلقه نقد فیلم |

آژانس شیشه ای

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

تهیه کننده: شرکت وراهنر، بنیاد سینمایی فارابی، علی کمیجانی

مدیر فیلمبرداری: عزیر ساعتی

تدوین: هایده صفی یاری

موسیقی: مجید انتظامی

طراح صحنه: پرویز شیخ طادی، حمید چارکچیان

چهره  پرداز: مهرداد میرکیانی

صدابردار: محمود سماک باشی

صداگذاری و میکس: محسن روشن

عکس: میترا محاسنی

بازیگردان: رضا کیانیان

انتخاب بازیگران: آتیلا پسیانی

بازیگران: پرویز  پرستویی، حبیب رضایی، رضا کیانیان، بیتا بادران، قاسم  زارع، محمد حاتمی، اصغر نقی زاده، صادق صفایی، نسرین نکیسایی، عزت الله مهرآوران، فرشید زارعی فر، صادق توکلی، فرهاد شریفی، فرهاد مهادیان، ساحره متین، مجید مشیری، هنگامه فرازمند، بهناز توکلی

سال ساخت: 1376

تاریخ نمایش: 1377

فروش در سینماهای تهران: 1.710.000.000 میلیون ریال

 

خلاصه داستان:

حاج کاظم  دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در یکی از خیابان های شلوغ تهران می بیند. عباس با همسرش نرگس برای مداوای ترکشی که در گردن دارد  عازم بیمارستان است. حاج کاظم  که با اتومبیلش مسافرکشی می کند، او را به بیمارستان می برد  و پزشک معالج وضعیت عباس را بحرانی  تشخیص میدهد. و اصرار می کند که در اسرع  وقت عباس به بیمارستانی در لندن  منتقل  شود. زن و شوهر در خانه حاج کاظم ساکن  می شوند تا مقدمات  سفر مهیا شود.  بهمن پزشک همرزمشان  ویزای سفر را تهیه میکند و حاج کاظم نیز با فروش اتومبیل خود درصدد تهیه هزینه بلیط هواپیما است. خریدار اتومبیل به وعده اش عمل نمی کند و حاج کاظم پس از مرافعه  با رئیس  آژانس کاکتوس که قصد دارد بلیت رزور شده کاظم وعباس را به شخص دیگری واگذار کند، با گرفتن   اسلحه یک سرباز وظیفه افرادی  را که در آژانس  هستند  به عنوان شاهد نگه می دارد تا امکان سفرعباس و  خودش به لندن فراهم شود.  دو مامور امنیتی به نام های احمد همرزم حاج کاظم و سلحشور وارد ماجرا می شوند و پس از گفت و گو عده ای از شاهدان آزاد می شوند. سلحشور در مقابله با حاج کاظم معتقد به شدت عمل است. اما احمد به شیوه خود غائله را فیصله می دهد و همراه با حاج کاظم و  عباس   به سوی لندن پرواز می کند. قبل از خروج ازهواپیما از  مرز هوایی کشور، هنگام تحویل سال نو، عباس جان می سپرد

منبع:ایران اکتور
نوشته شده در تاريخ 86/12/10 توسط حلقه نقد فیلم |
امنیت شیشه ایی (نگاهی دیگر به فیلم آژانس شیشه ایی با توجه به مقوله عدالت ، آنارشیسم و امنیت )
[ مهدی علاقبند ]


آنچه تجربه و تاریخ به ما می آموزد
این است که مردم و حکومتها
هیچگاه از تاریخ درس نمی گیرند .
                                           « هگل »

مقدمه 
 
امنیت مقوله ایی است حساس و شکننده که اگر در جامعه صحیح و کاربردی تبیین نشود دارای تبعات  خطرناک همچون بی تفاوتی و ضد رفتار حاکمیت در میان سطوح قشرهای جامعه پدیدار می شود . باید به بررسی این امر پرداخت که چرا عدم  امنیت در جامعه رخ می دهد و دلایل این عدم امنیت چه می باشد ؟ آیا این عدم امنیت داخلی است یا خارج از مرزها ؟
اگر با نگاه توهم توطئه به عدم امنیت نگاه شود ای بی امنیتی در جامعه براساس برنامه ریزی خارجی هاست و زعمای جامعه در تلاش بقراری امنیت هستند این مستکبرین از خدا بی خبر نشسته اند پول خرج می کنند که امنیت اجتماع ما را به هم بزنند .
ولی در نگاه واقع بینانه که به صورت نسبی ضد نظریه توهم توطئه است اعتقاد بر این دارد که ضعف در امنیت معلول علتهای دیگری است نه امنیت علت  نابسمانی ها در جامعه است  واین ضعف امنیتی به صورت روساختار  بیشتر به عملکرد حاکمان جامعه بر می گردد « لازم به تذکر است که دفاع ما از امنیت و فضای امنیتی با روش دموکراتیک که در جامعه باز اجرا می شود »
"باید این نکته را اشاره کرد که امنیت کامل جز برای اموات ، برای هیچ کس حاصل نمی شود . همیشه وجه نسبی و فقط  بهینه ایی از امنیت همیشه مورد توجه است که آن هم بر حسب شرایط عینی و ذهنی متفاوت است "( مجموعه سخنرانی های امنیت عمومی و.... [1380 ] ص 261)

عدم حق و باطل  در آژانس شیشه ایی

 آژانس شیشه ایی یکی از معدود فیلم های ایرانی موفق پیرامون بعد از جنگ که هم خوش ساخت و دارای مفهوم بالایی می باشد و مفهوم امنیت و عدم امنیت در جامعه را در جای کوچک شهردر آژانس هواپیمایی به نمایش می گذارد با افرادی که در جامعه سیاسی خودی هستند و برای این جامعه جان و عمر خود را فدا کردند. در این فیلم به صورت والایی مفهوم امنیت و عدم امنیت در جامعه را به زیبایی به رخ می کشد ما در این فیلم هیچگاه نمی توانیم شخصیت منفی ( badman    )  فیلم را پیدا کنیم .
اگربا نگاه ارزشی  به یکی از طرفین دعوا آژانس داشته باشیم  از یک طرف حاج کاظم ( پرویز پرستویی ) اعتقاد دارد که تمنیت ما در گرو سلامتی و رسیدگی  امثال عباسهاست که حتی باید برای رسیدگی به امثال این افراد اگر حکومت توجه نکد ما زخم چشیده ها باید دست بکار شویم حتی اگر کار به اسلحه کشی و خشونت برسد  حاج کاظم برای توجیه کار خود می گوید " جگرم سوخت شیشه شکست ، مامور اووردن  اسلحه اش به دستم چسبید .... " ( تمام تاکیدات در متن بر اساس دیالگوهای فیلم آژانس شیشه ایی است ) . در طرف دیگر قضیه سلحشور ( رضاکیانیان ) معتقد است که امنیت ملی در گرو ثبات و آرامش و برنامه ریزی نسل جدید برای آینده شان است و باید برای در خواستهای خود به قانون توسل می جست نه خشونت . نه اینکه تگر کسی حرفش به جایی نرسید باید اسله دتس بگیرد و امنیت جامعه و در کل امنیت ملی را تهدید کند  " اگر اسلحه نباشه کسی به حرف تو ( حاج کاظم ) گوش نمی ده " یا در جایی دیگر سلحشور می گوید " ( آیا ) شهید دادیم که امثال کاظم ها قلدر شوند و هرکاری بکنند. "
این دوگانگی را ما به صورت کوتاه آوردیم و هیچ گاه نمی توان به یکی از جناح های دعوا حق داد که حق طرف مقابل را ضایع کردیم.

عدالت و امنیت
" منتسکیو در کتاب _ علل زوال و انحطاط رومیان _ می گوید : یکی از عوامل زوال امپراطوری امپراطوری رم را راحت طلبی و ثروت اندوزی و فقدان دشمن و کاهش حس وطن پرستی رومیان ذکر کرده است " ( همان ص 262 )حاتمی کیا در فیلم خود همین مبحث پروت اندوزی و حس وطن پرستی  ( که قسمتی از وطن پرستی ما دفاع مقدس و جنگ ماست حلال خارج از هر نسئله ای باید بالید که یک وجب از خاک ما به دشمن داده نشد و با رشادتهای فرزندان ایران زمین در تاریخ سربلند هستیم ) که رگهای غیرت ما در حال خشک شدن است و اگر به  امثال عباسها رسیدگی نشود که نوعی بی عدالتی در جامعه است باعث عدم امنیت که نمونه آنرا در آژانس مواجه شویم .

آژانس شیشه ایی و هشدار روحیه آنارشیستی

به نظر من حاتمی کیا نمی خواهد مروج روحیه آنارشیستی باشد بلکه مخواهد هشدار دهد که اگر به این سربازان فداکار که برای این مرزو بوم جان عمر و سلامتی خود را فدای وطن کردند توجه نشود ممکن همین حافظان دیروز امنیت خود سلب کنندگان امنیت امروز باشند . نمونه بارز این را در فیلم های از کرخه تا راین ، آژانس شیشه ایی ، روبان قرمز ، موج مرده ، ارتفاع پست مشاهد می نکیم .
نگاه حاتمی کیا نگاهی مصلحانه و آسیب شناسانه می باشد. او این هشدار می دهد ممکن است روزی این  قهرمانان فیلم واقعی بشوند و این هشدار را به زعمای حکومت می دهد که در کل بی عدالتی جز بی امنیتی  ارمغانی نمی آورد


آنارشیسم و امنیت

نباید ما درمفهوم آنارشیسم در دام عوام گرایی بیفتیم زیرا عوام اعتقاد دارند هرکس اقتدار را انکار کند و با آن بر سر ستیز برخیزد آنارشیست است . این نگاه اغوا کننده که معتقد است آنارشیسم مساوی با هرج و مرج طلبی است و این بدفهمی از آنارشیسم است .
آنارشیسم با   Government    یا سازمان اداره کننده مخالفتی تدارد بلکه با State نومعی حکم واجبار نهفنهفته  ناسازگار است می توان گفت آنارشیسم ضدیت اساسی آن با حکم است نه نظم اداره . بعضی از کمونیستها و سوسیالیستها که ادعا بر جامعه بدون طبقه و حکومت می کردند  ولی در تعریف نظم و اداره جدیدی کوشش می کردند ، نوعی دنبال نظم می گشتند . مخالفت آنارشیستها با نهاد حکومت نیست بلکه با نهادهای مذهبی و سازمانی دارای تمرکز و نیروی آنریت یا منع کنندگی نسبت به اعضای هم مربوط می شود .
ما در این فیلم می بینیم که حاج کاظم ممکن است به سازمانهای و حکومت نقد جدی دارد ولی خواهان این است که با نظم جدیدی تعریف کند می گوید " اگر امنیت شما را BBC  تعیین می کند امنیت ما را دفاع از این عباسها است و اگر اینطور نیست هر کس به قبله خویش "  با این بیان حاج کاظم تعریف خود را از امنیت بیان می دارد  ویا در جایی دیگر ما شاهد هستیم که در آخرهای فیلم کارگرهای شهرداری یا ماموران امنیتی اطلاعاتی در حال خط کشی خیابان هستند یعنی نماد نظم دهی به جامعه می باشند ولی حاج کاظم وقتی از آژانس با عباس خارج می شود هیچ توجهی به خط کشی های جدید و خشک نشده خیابان نمی کند پا روی این خط و خطوط می گذارد به معنای این است که طرفداران فکری حاج کاظم که در جامعه معلوم هستند هیچ خط و خطوط سیاسی را قبول ندارند یعنی نظم و انضباط را نمپذیرند ( زیرا تقصیر حاج کاظم نیست زیرا جنگیدن با آقا غوله آدابی داره که این سربازها با آن خو کرده بودند و با آداب مدنیت و ثبات سیاسی در تضاد است  ) وبه این معناست که حاج کاظم با لگد کردن این خطوط نظم انضباط جدید تعریف شده دهه 70 و 80 که دهه ثبات است قبول ندارد.
فی الواقع می توان گفت که عمل آنارشیست ها برای جامعه بدون حکومت دو شیوه را اجرا می کنند عده ای خواهان روش های مسالمت آمیز و گفتگو هستند .و گروهی دیگر که طرفداران زیادی خواهان خشونت ورزی به رغم در اقلیت بودن چون با این روش بیشترین توجه را  به خود جلب می کنند.
پاره ای از اندیشمندان نظیر  ژان بدن عصیان دولتی را که به جان مردم صدمه بزند جایز می دانند . از این اصل می توان استنتاج کرد که عصیان علیه دواتی که از تامین امنیت جانی مردم ناتوان باشد نیز جایز است . ( همان ص 282 )
حاج کاظم اعتقاد داشت که حکومت نتوانسته شهروندان خود خدمات اجتماهعی و روانی بدهد بخصوص آنهایی که برای امنیت و آرامش این جامعه جان خود را فدا کردند می توان عصیان کرد .
ناهماهنگی نظام سیاسی از دوعامل نشات می گیرد یکی ضعف مدیریت که عمدتا مربوط به کشورعای جهان سوم می شود و دیگر ندابیر ضد ونقیضی که برای جلوگیری از تمرکز قدرت اندیشیده می شود . برای مثال نظامهایی که دارای دو رئیس هستند معمولا شاهد نوعی تعارض و کشمکش بین روسا بوده و به قول امروزی ها حاکمیت دوگانه پدید می آید .
حکومتها همچون گلدانی هستند که روی یک میزی قرار دارند . اگر میز شکسته باشد هیچ امنیتی برای گلدان وجود ندارد . برای ثبات گلدان باید ابتدا به تحکیم پایه های میز که همان جامعه باشد پرداخت ( همان ص 282 )

نتیجه گیری
باید اعتراف کرد که دیگر دوره کاظم ها سر آمده است و نسل جدید باید رنگ وبوی امروزی بگیرد ولی نیاید فراموش کرد که این امنیت و آرامش نسبی خود را مدیون عباس ها و کاظم ها هستیم  وناسپاسی نسبت به نمادهای پر افتخار جنگ باعث این می شود که این امنیت و آسایش شکننده از بین برود . وبه قول معروف کفر نعمت باعث از بین رفتن نعمت می شود . که الهی آن روز نیاید . نباید مقوله تلریخی و پر افتخار جنگ را وارد مقولات سطحی سیاسی  و جناحی کرد . به امید آنروزی که که صلح پایدار در جهان حکمفرما شود . به قول منسکیو " صلح نخستین قانون طبیعت و امنیت مهمترین اصل حکومت است .
من در این مقاله هیچگاه قصد نداشتم که کسی به عباس ها و کاظمها و آن طرف سلحشور ها حق بدهد بلکه در خواست دارم حداقل آنها را بفهمیم و اگر نمی خواهیم احترام بگذاریم بی احترامی و ناسپاسی نکنیم .


 
 منابع استفاده شده :

1- قادری ، حاتم  / اندیشه های سیاسی در قرن بیستم / انتشارات سمت / چاپ سوم 1381 /               ( فصل اول : آنارشیسم از ص 5 تا ص 17  )

2- مجموعه سخنرانیها و مقولات ارائه شده در همایش " امنیت عمومی و وحدت ملی " / معاونت امنیتی و انتظامی وزارت کشور و دفتر مطالعات و تحقیقات امنیتی / 1380 چاپ اول .

3- فیلم آژانس شیشه ایی ساخته ابراهیم حاتمی کیا / 1376
منبع:httpwww.fasleno

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin