تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 86/06/23 توسط حلقه نقد فیلم |

یازدهمین جشن خانه سینما – سه شنبه 20/6/86 – ساعت 30/19 – کاخ موزه سعد آباد

جشن خانه سینما

**مهدي همايونفر براي فيلم "اتوبوس شب"

كانديداهاي بهترين فيلم:

1- مهدي همايونفر براي فيلم "اتوبوس شب"

2-احمد رضا معتمدي براي فيلم "قاعده بازي"

3-محسن علي اكبري براي فيلم "پاداش سكوت"

4-جهانگير كوثري براي فيلم "خون بازي"

5-علي جلالي براي فيلم "روز سوم"

 

**رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خون بازي"

كانديداهاي بهترين كارگرداني

1-مازياي ميري براي فيلم "پاداش سكوت"

2-كيومرث پور احمد براي فيلم "اتوبوس شب"

3-نقي نعمتي براي فيلم "آن سه"

4-بهرام توكلي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

5-رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خون بازي"

 

**كيومرث پوراحمد براي فيلم "اتوبوس شب"

كانديداهاي بهترين فيلم نامه

1-بهرام توكلي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

2-سعيد شاهسواري و بيژن ميرباقري براي فيلم "روز بر مي‌آيد"

3-رخشان بني‌اعتماد، نغمه ثميني، فريد مصطفوي و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خون بازي"

4-كيومرث پوراحمد براي فيلم "اتوبوس شب"

5-فرهاد توحيدي براي فيلم "پاداش سكوت" 

 

**خسرو شكيبايي براي فيلم "اتوبوس شب"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد

1-هومن سيدي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

2-عزت اله انتظامي براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

3-خسرو شكيبايي براي فيلم "دست‌هاي خالي"

4-حامد بهداد براي فيلم "روز سوم"

5-خسرو شكيبايي براي فيلم "اتوبوس شب"

 

**باران كوثري براي فيلم "خون بازي"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش اول زن

1-باران كوثري براي فيلم "خون بازي"

2-يكتا ناصر براي فيلم "روز بر مي‌آيد"

3-نيكي كريمي براي فيلم "ستاره است"

4-مريلا زارعي براي فيلم "دست‌هاي خالي"

5-باران كوثري براي فيلم "روزسوم"

 

 **كارن همايونفر براي فيلم "ژانی گه ل "

كانديداهاي بهترين موسيقي

1-كارن همايونفر براي فيلم "ژانی گه ل "

2- داريوش تقي‌پور براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

3- فردين خلتعبري براي فيلم "اتوبوس شب"

4- پيمان يزدانيان براي فيلم "پاداش سكوت"

5- علي صمدپور براي فيلم "پابرهنه در بهشت"

 

**صابر ابر براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد

1-فرهاد اصلاني براي فيلم "پاداش سكوت"

2-محمد رضا فروتن براي فيلم "اتوبوس شب"

3-صابر ابر براي فيلم "ميناي شهر خاموش"

4-مهرداد صديقيان براي فيلم "اتوبوس شب"

5-جعفر والي براي فيلم "پاداش سكوت"

 

**سيماتيرانداز براي فيلم "پاداش سكوت"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن

1-بيتا فرهي براي فيلم "خون بازي"

2-پريوش نظريه براي فيلم "پاداش سكوت"

3-سيماتيرانداز براي فيلم "پاداش سكوت"

4-فاطمه گودرزي براي فيلم "دست‌هاي خالي"

5-پانته آ بهرام براي فيلم "بچه‌هاي ابدي"

اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید

منبع :http://filmnews.ir

نوشته شده در تاريخ 86/06/22 توسط حلقه نقد فیلم |
جوابیه کیومرث پور احمد به نقد یکی از خوانندگان وبلاگ

کیومرث پور احمد هنگام دریافت تندیس بهترین فیلمنامه در مراسم یازدهمین جشن خانه سینما اینچنین گفت:

من وقتي بچه بودم و دانشجو بودم خيلي از سينماي ايران خجالت مي كشيدم. سينماي فيلمفارسي كه هيچ گونه جاي دفاع نداشت. اما در همان گير و دار فيلمسازي آمد و با ساخت كارهاي متعدد ش مسير فيلمسازي در سينماي ايران را عوض كرد و موج نوي سينماي ايران مديون اوست . حالا ديگه ما از سينماي ايران شرمزده نيستيم.چون كسي مثل مسعود كيميايي رو داريم.

منبع:http://filmnews.ir

نوشته شده در تاريخ 86/06/12 توسط حلقه نقد فیلم |

قیصر-1348

نويسنده و کارگردان: مسعود کيميايي

مدير فيلمبرداري: مازيار پرتو

تدوين: مازير پرتو

موسيقي: اسفنديار منفردزاده

عکاس: امير نادري

عنوان بندي: عباس کيارستمي

بازيگران: بهروز وثوقي، ناصر ملک مطيعي، پوري بنايي، جمشيد مشايخي، ايران دفتري، بهمن مفيد، شهرزاد، جلال، سرکوب، حسن شاهين

 

مسعود كيميايي متولد 1320 تهران است. وي حرفه فيلمسازي را با دستياري ساموئل خاچيكيان در فيلم «خداحافظ تهران» آغاز كرد. او نخستين تجربه حرفه اي خود را در فيلم «بيگانه بيا» آموخت. كيميايي با ساختن فيلم «قيصر» گام در مسير ديگر نهاد، در حقيقت كيميايي را مي توان آغازگر موج نوي سينماي ايران ناميد. وي جزو فيلمسازاني است كه به سينماي داستان پرداز تعلق دارد. شاخصه كيميايي معرفي تعداد زيادي بازيگر به سينماي ايران است. از ديگر فعاليت هاي وي مي توان به داستان نويسي نيز اشاره كرد   . بهروز وثوقی، بهمن مفید، جمشید  هاشم پور، گلچهره سجادیه، فریماه فرجامی، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، شاهد احمدلو، فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، میترا حجار و ...

فیلمشناسی:

 بیگانه بیا (۱۳۴۷)  قیصر (۱۳۴۸)  رضا موتوری (۱۳۴۹) داش‌آکل (۱۳۵۰) بلوچ (۱۳۵۱)  خاک (۱۳۵۲) گوزن‌ها (۱۳۵۴)  پسر شرقی (کوتاه، ۱۳۵۴)  غزل (۱۳۵۵)  اسب (کوتاه، ۱۳۵۵)  سفر سنگ (۱۳۵۶)  خط قرمز (۱۳۶۱)  تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)  سرب (۱۳۶۷)  دندان مار (۱۳۶۸)  گروهبان (۱۳۶۹)  ردپای گرگ (۷۱-۱۳۷۰)  تجارت (۱۳۷۳)  ضیافت (۱۳۷۴)  سلطان (۱۳۷۵)  مرسدس (۱۳۷۶)  فریاد (۱۳۷۷)  اعتراض (۱۳۷۸)  سربازان جمعه (۱۳۸۲)  حکم (۱۳۸۳)  رئیس(۱۳۸۵)

قیصر:

- بهترین فیلم به مفهوم مطلق، بهترین کارگردانی، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش اول. فستیوال بین‌المللی تهران ۱۳۴۸

- بهترین فیلم به مفهوم مطلق، بهترین کارگردانی، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش اول، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش دوم، بهترین موسیقی متن. فستیوال سپاس ۱۳۴۹

- جایزهٔ اول سندیکای تهیه‌کنندگان ایران. ۱۳۴۸

- جایزهٔ تمبر طلا ۱۳۴۸

- جایزهٔ منتقدین تهران

- نامزد شرکت در فستیوال برلن

خلاصه داستان:

از فاطي توسط يکي از برادران آب منگل به نام منصور هتک حرمت مي شود. او پس از نوشتن نامه اي به مادر و دايي اش خودکشي مي کند و در بيمارستان جان مي سپارد. فرمان، برادر بزرگ فاطي پس از مطلع شدن از موضوع به دکان برادران آب منگل مي رود. او توسط دو برادر منصور، رحيم و کريم غافلگير شده و کشته مي شود. قيصر برادر کوچک فرمان از سفر جنوب باز مي گردد و به قصد انتقام به سراغ آب منگل مي رود. او کريم را در حمام و رحيم را در کشتارگاه از پا در مي آورد. سپس به اتفاق ننه مشهدي، رختشوي محله شان براي زيارت به مشهد مي رود. وقتي قيصر از زيارت بازمي گردد از خبر مرگ مادرش مطلع مي شود و در گورستان به هنگام تدفين مادرش به کمک نامزدش از چنگ ماموران پليس مي گريزد و به واسطه رقاصه اي منصور را در ايستگاه راه آهن مي يابد و او را به قتل مي رساند و سرانجام خودش با گلوله پليس از پا در مي آيد.

(راوی)

نوشته شده در تاريخ 86/06/12 توسط حلقه نقد فیلم |

قیصر

قیصر فیلمی است که زودتر از زمان خود متولد شد و آنقدر اثر گذار بود و مورد توجه قرار گرفت که بعد از شکل گیری سینما در ایران از آن به عنوان یکی از فیلم های آغاز کننده ی موج نو سینمای ایران یاد شد. البته دیدن این فیلم و به نقد نشستن آن در این زمانه که سینمای ایران و منتقد ایرانی دوران طفولیت خود را پشت سر گذاشته اند، و می توان گفت حتی مراحلی از پختگی و کمال را هم تجربه کرده اند ، نیاز به پیش شرط هایی دارد. از آن جمله باید توجه داشت مقوله ی فیلمسازی تازه می رفت تا جای خود را باز کند و تکنیک های سینمایی هنوز امری مجهول بود. طبیعی است که در این فضا تکلیف فیلمساز و علی الخصوص مخاطب عام با هیجان حاصل از این پدیده ی وارداتی چیست.

اما در همین دوران کودکی سینمای ایران و کوچکی مخاطب(منتقد) ایرانی یک کارگردان ایرانی اثری ماندگار را با دستمایه قرار دادن فرهنگ و باورهای غالب آن روز به روی پرده می برد. در این میان قابل توجه است که این اثر عامه پسند حاصل کار یک فیلمساز جوان بود. چرا که کیمیایی در زمان ساخت این اثر ٢٨ سال بیشتر نداشت.

به هر روی قیصر شاخصه های مورد انتظار منتقد پخته ی امروزی را ( البته با کمی اغماض) برآورده می کند و حال آنکه این فیلم مربوط به ٤۰ سال گذشته است و سینما چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین الملل مراحل دگردیسی شگرفی را پشت سر گذاشته است.تصویربرداری های هوشمندانه، استفاده مناسب از زاویه دوربین، دکوپاژ مناسب و استفاده ی بجا از فرهنگ عامه همه و همه از قیصر فیلمی ساخته است ماندگار.

از آن جمله تناسب تصویربرداری در سلاخ خانه با رویداد، موجب پدیدار گشتن یک مراعات نظیر زیبا شده است. و بسیار زیبایی های بصری دیگر از این دست….

 ضمن تمجید دوباره از قیصر، اما در حوزه ی نقد ونقادی خوب است به نقص های این اثر هم اشاره ای داشته باشیم. هنگامی که در جلسه این نقایص موضوع نقد قرار گرفت، تمثیلی زده شد که موجب سوء تفاهم برای بعضی از دوستان سینما دوست ما شد. عنوان شد این اثر آقای کیمیایی با در نظر گرفتن تمهیدات زیبای بکار گرفته شده و مجسم نمودن نقایص همانند فرد روستایی است که به زبان شهری تکلم می کند. ولی گاهی ولو به اندازه ی یک کلمه همان گویش روستایی هویدا می گردد و روستایی بودنش لو می رود.

در " قیصر" هم زیبایی و اختصار در اکثر جاها بکار گرفته شده ولی در معدود سکانس هایی  کارگردان با اطناب و شعارزدگی با مخاطب حرف می زند و این همان نشان نوپا بودن سینماست که باعث شده کیمیایی سایه ی منتقد تیزبین را در بالای سر خود احساس نکند و بعضی از صحنه ها را فقط از سر رفع تکلیف و بدون دقت نظر بردارد.

به عنوان نمونه و به جهت مقایسه وقتی قیصر قصد زیارت می کند بلافاصله با پرواز چند کبوتر او را در حرم می بینیم وبه همین سادگی و در کمال اختصار سفر را روایت میکند. اما در جای دیگر صحنه ی نه چندان مهم ورود اعظم به خانه ی قیصر را از کوچه پس کوچه ها، به شکلی خسته کننده تا ورود به خانه نشان می دهد.

از جمله ضعف های دیگر پرداخت نامناسب و تعبیه ناهمگون برخی کاراکترهاست. فی المثل در ابتدای فیلم و در سالن انتظار بیمارستان زنی را می بینیم که دوربین هم چند نمای بسته از او می گیرد و موجب پرسش در ذهن مخاطب می شود که این شخصیت کیست؟ اما دقایقی بعد متوجه می شویم که از این فرد تنها برای معرفی دو کاراکتر اصلی دیگر ( فرمان و اعظم) آن هم با چند سوال تصنعی استفاده شده است. در صورتی که در ادامه و در جریان داستان فرمان در یک دیالوگ کاملا طبیعی نسبت خود را با مقتول مشخص می کند.

با این همه بار دیگر به ملاحظات ابتدایی این نوشتار باز می گردیم و متذکر می شویم زمان، فرهنگ، ابزار، مخاطب( منتقد) و … نقایص را بر این اثر تحمیل کردند وگرنه کیمیایی ثابت کرد این تنها هنرمند است که هنرمند به دنیا می آید.

راوی

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin