تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 86/03/26 توسط حلقه نقد فیلم |

 

 

یک انتقاد به وبلاگ http://irancinema.blogsky.com

 

 

از کلیه خوانندگان محترم این وبلاگ خواهشمندم به آدرس اینترنتیhttp://irancinema.blogsky.com

مراجعه کرده و پست مربوط به فیلمهای تسخیر ناپذیران، سگ را بجنبان، تسویه حساب، انیمیشن دایناسور و تاریخ مجهول آمریکا را که از وبلاگ ما بدون ذکر نام منبع کپی شده ( حتی بدون کمترین دستکاری ) مطالعه فرموده و نظر خود را در مورد وبلاگ مذکور برای ما بنویسید و ما را در بالا بردن فرهنگ وبلاگ نویسی در ایران یاری فرمایید. ما خودمان هم در ابتدا از سایتها و وبلاگهای دیگر در مورد نوشتن شناسنامه فیلم استفاده می کردیم ولی نه تا این حد تابلو که عینا تمامی صفحات یک وبلاگ را کپی کنیم. مثلا در پست جانی دپ ما تمامی منابع استفاده شده را ذکر کرده ایم و همچنین در خیلی از پستهای دیگر، در پایان به وبلاگ مذکور تنها می گویم که در فیلمهایی که نام برده شده گروه ما به خصوص در بخش شناسنامه فیلم بیشترین تلاش را داشته و متحمل هزینه بیشتری نسبت به سایر پست های خود شده بود و مطمئنا حق پنچ نفر از اعضای این گروه در این حرکت پایمال شده ،ما که راضی نیستیم فکر نکنم خدا هم راضی باشه.

 

نوشته شده توسط : مجید- راوی- تصویر- دوست- سروش.

نوشته شده در تاريخ 86/03/13 توسط حلقه نقد فیلم |

سومین معجزه ( 1999- آمریکا )

 

 

مدت: 99 دقیقه

 

ژانر: رمز آلود- درام

 

کارگردان: اگنیسکا ها لند متولد 28 نوامبر 1948 در لهستان.ضمنا این اولین باری است که من از یک کارگردان زن فیلمی را می بینم واین موضوع برای بنده به شخصه تجربه جالبی بود.

 

برخی از آثار هالند در مقام کارگردان عبارتند از:

کاترین و پیتر در دست تهیه- رویایی طلایی (200)- سومین معجزه- صداقت واشنگتن-  Total Eclipse – (با بازی دی کاپریو) که البته کار نسبتا متوسط آن محسوب می شود.Olivier, Olivier که شاهکاری است در کارنامه کاری او که محصول فرانسه می باشد یا فیلم اروپا ، اروپا (محصول 1990 آلمان – فرانسه- و لهستان) یا دو فیلم دیگر با نام های

Bittere Ernte و Goraczka به ترتیب محصول 1985 آلمان غربی و 1981 لهستان شاهکارهای دیگری در کارنامه کاری اگنیسکا محسوب می شوند.حال این کارگردان بزرگ در سال 1999 پس از ساخت چند فیلم مهم در تاریخ سنما در کشور هایی چون چک- ایتالیا-فرانسه- آلمان- لهستان. و با داشتن تجربه بالا در دو ژانر درام و تاریخی،دست به ساخت فیلم سومین معجزه می زند. که این فیلم در بخش بهترین کارگردانی نامزد جایزه اسکار می شود.فیلم سومین معجزه شاید برتر از آثار قبلی این کارگردان نباشد ولی باید توجه داشت که این اثر دارای فیلمنامه ای خوب و پخته می باشد و این فیلمنامه در دست یک کارگردان ناشی و تازه کار نیفتاده است.و تنها پیشنهاد من به شما در دیدن این فیلم این است که باید این اثر را با حوصله و دقت فراوان تری نسبت به آثار تجاری هالیوود مثل آستیگماتا مورد برسی قرار داد.

 

نویسنده : جان رومانو متولد 12 اکتبر 1948 در آمریکا.

 

تهیه کنندگان : فرانسیس فورد کاپولا- آشوک آمریتراج

 

بازیگران :

 

ادوارد آلن اد هریس : متولد 28 نوامبر 1950 در آمریکا نهمزد چهار بار جایزه اسکار.

 

برخی از آثار اد هریس در مقام بازیگر عبارتند از:

وینیستون و پاک کننده در دست تهیه - قدرت مطلق- ورطه( جیمز کامرون )- رادیو- سومین معجزه- سربازان بوفالو- کلاه پوستی گلن روز-ساعتها-مادر خوانده- وضعیت مطلوب-یک ذهن زیبا- تاریخی از خشونت- نیکسون- آپولو 13 – خواب کثیف- نقابدار و ناشناس- پشت خطوط دشمن- نمایش ترومن- چشم در مقابل چشم- توقف-کشتن یک روحانی(اگنیسکا هالند). 

  

 

آن هش : متولد 25 می 1969 در اوهایو آمریکا .

او بیش از 30 اثر تلوزیونی در کارنامه خود داردو فعالیتش در سینما بیشتر در همان سالهای 96 تا 99 بوده است .

 

برخی از آثار سینمایی هش عبارتند از :

آتشنشان – داور – شش روز و هفت شب – دانی برسکو و یکی از فیلمهای مشهور او سومین معجزه محصول سال 1999 آمریکا و سگ را بجنبان می باشد.

 

( سروش )

 

 

نوشته شده در تاريخ 86/03/13 توسط حلقه نقد فیلم |

 

قديس واقعي كيست:

 

داستان اين فيلم در ارتباط با اثبات قديس بودن يك زن است زني كه ظاهرا يك آدم معمولي است ولي معجزاتي از او سر مي زند. بايد گفت كه اساسا هدف از ساختن چنين فيلم هايي در جوامع غربي دور شدن مردم از آموزه هاي ديني است دور شدني كه منجر به برخي آسيب هاي اجتماعي مي شود.

اما نكته اي كه در اين فيلم حائز اهميت است اينست كه كساني مشمول رحمت الهي مي شوند كه به نوعي قرباني همين آسيب هاي اجتماعي مي باشند مثلا دختري كه بيماري سل او شفا پيدا مي كند هنگامي كه بزرگ مي شود تن فروشي مي كند ويا همان زن قديسه دختري دارد كه ظاهرا اعتقاد چنداني به خدا ندارد وبر اين باور است: خدايي را كه نمي توان ديد چگونه بايد قبول كردو....جالب تراز اين قضيه اينست كه فيلم همچنين مقصر اصلي چنين فجايعي را خود سران كليسا معرفي مي كند كساني وظيفه شان اينست كه در ميان همين مردم معمولي باشند سعي كنند دين را به وسيله اي براي حل مشكلات انها مبدل كند اما متاسفانه مي بينيم بيشتر به فكر منافع شخصي خود و سوءاستفاده از اعتقادات مردم هستند كساني با بي شرمي خود را نماينده خدا بر زمين معرفي مي كنند و به هيچ عنوان قبول نمي كنند كه كسي مي تواند از سنخ آنها نباشد ولي يك قديس باشد.

اما آدم ها هر گز نبايد فريب اين عروسان هزار داماد را بخورند وبايد همواره به آينده اي زيبا ودور از ظلمت اميد وار باشند به قول شاعر:

 

       دلا تا كي در اين زندان فريب اين وآن بيني

                                                                   يك زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني

 

در پايان بايد گفت اين فيلم بيش از آنكه به آستيگماتا شباهت داشته باشد به يك تكه نان شبيه است و در فيلم يك تكه نان نيز قديس فردي است كه هيچ كس نمي تواند قبول كند اويك قديس باشد

به اميد روزي كه معجزه سوم كه همان اصلاح به معناي واقعي در دين است (كه با ظهور منجي عالم بشريت به وقوع مي پيوندد)رخ دهد.

 

( دوست )   

نوشته شده در تاريخ 86/03/11 توسط حلقه نقد فیلم |

 

مسیر سبز ( 1999- آمریکا )

 

 

 

 

مدت : 188 دقیقه

 

ژانر : رمز آلود – معنا گرا

 

بودجه ساخت فیلم : 60 میلیون دلار

 

محصول کمپانی : برادران وارنر

 

موسیقی : توماس نیومن

 

فیلمبرداری: دیوید تاترسا ل

 

نویسنده : استیفن کینگ. 108 اثر استیفن به صورت تصویری در آمده است و برخی از آثار مهم وی که تبدیل به فیلم شده اند عبارتند از: درخشش- رستگاری در شائوشنگ- مسیر سبز- میزری و........

 

 تهیه کننده و کارگردان : فرانک دارابونت.

آثار داربونت در مقام کارگردان : رستگاری در شائوشنگ- مسیر سبز و مجستیک

همچنین فرانک نویسندگی فیلم کوتاه showdown را در سال 1991 بر عهده داشته است.

 

بازیگران: تام هنکس و گراهم گرین

 

 منابع : ( سروش ) + ویکیپدیا

 

مسیر کمال:

 

این اثر زیبا و ماندگار از دارابونت وکینگ  چند بار از صدا وسیما پخش شده. پس جایز دیدم، ما که در گروه خودمان چند هفته ای است در حال برسی آثار ماورایی هستیم نگاهی کوتاه بر این فیلم داشته باشم.

من فقط می خواهم در مورد دو مسئله در این فیلم برای شما بنویسم . اول نیم نگاهی به این مسیر سبز و زیبا داشته باشم و مسئله مهمتر که هم اکنون بحث اصلی برای این فیلم می باشد، کمپانی سازنده آن است. خوب مسیر سبز به نظر بنده همان مسیر زیبای زندگی و زیبا تر از آن مرگ می باشد، مسیری که هر انسانی باید آن را طی طریق کند تا به محبوب خود برسد .

به نظر خیلی ها مسیر زندگی زیبا نیست ولی به نظر من ما خودمان زیبایی این مسیر را از بین می بریم با دروغ ها، خیانت، غیبت،کشتن روح وجسم انسانها ، دزدی و بسیار اعمال زشت دیگر. آیا سبزی این مسیر آنقدر بی ارزش است که ما تا این حد سیاه زندگی کنیم. من در مورد صحنه های این فیلم زیاد ننوشتم ولی این احساسی بود که پس از تماشای این فیلم به من دست داد. ولی همان طور که اشاره کردم مورد بعدی در این اثر کمپانی سازنده آن است که این روزها نتنها در ایران محبوبیت ندارد بلکه بسیار منفور می باشد. و آن هم به خاطر ساخت فیلم 300 از این کمپانی می باشد. بنده اعتقاد ندارم چون مسیر سبز هم محصول این کمپانی است نباید پخش شود یا موضع خاصی نسبت به آن گرفته شود ولی از دست اندرکاران صدا و سیما انتظار می رود دربرنامه ای با پخش این اثر یا آثار دیگر این شرکت در مورد صاحبان این کمپانی کمی برای ما صحبت کنند.

 

برا دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این کمپانی می توانید به آدرس اینترنتی زیر مراجعه فرمایید:

www.jadoogaran.org

 

( سروش )

 

نوشته شده در تاريخ 86/03/10 توسط حلقه نقد فیلم |

این کودک را دعا کنید( 2000 آمریکا – آلمان )

 

 

ژانر : رمز آلود-ترسناک


مدت : 110 دقیقه

 

کارگردان : چاک راسل

 

برخی از آثار چاک راسل در مقام کارگردان عبارتند از: ماسک و عقرب شاه

 

موزیک : کریستوفر یانگ

 

بازیگران : Kim Basinger Jimmy Smits- Rufus Sewell- Angela Bett


 

جزييات:

 

در ارتباط با پيام ومفهوم كلي اين فيلم به ديد گاه من آقايان  جواد طوسي وشهرام جعفري نژاد توضيحات كافي داده اند.بنابراين به برخي جزييات كه در اين فيلم به نظرمن يك سري پيام هاي خاصي را در ذهن مخاطب القا مي كند اشاره مي كنم.

اما قبل از آن لازم است به اين نكته اشاره كنم كه معمولا كارگردانان در بسياري ازفيلم هابعضي صحنه هاوديالوگ هايي  كه شايد به موضوع فيلم ارتباط چنداني نداشته باشد در لابلاي داستان قرار مي دهند كه پيام اين صحنه ها يا ديالوگ ها جهت گيري كارگردان يا دست اندركاران فيلم را نسبت به مسايل گوناگون سياسي واجتماعي  نشان مي دهد.

اين صحنه ها در اين فيلم عبارتند از:

1- كدي  هنگامي كه كرامت يا معجزه اي از او سر مي زند  در حال تكان دادن سر خود مي باشد يهوديان نيز در حين عبادت سر خود را تكان مي دهند

2- از ديد زن قهرمان داستان بعضي افراد در حين ارتكاب گناه ويا همكاري باشيطان به شكل موجودات پليد در مي آيند كه اين مي تواند نمود تجسم اعمال كه در قرآن بدان اشاره شده باشد.

3- مفاهيمي همچون اعتياد از هم پاشيدگي خانواده كه شهرام جعفري نژاد نيز بدان اشاره كرد.

همانطور كه ملاحظه مي كنيد پيام هاي اين سه مورد جزيي ربطي به هم ندارند وحتي مي تواند در تضاد با يكديگر باشد.اما اينكه كدام يك از اين سه مورد جزيي ذهن مخاطب را به خود مشغول كند (ويا هيچكدام) اين كاملا وابسته است به طرز فكر آن مخاطب مثلا كسي كه ديد گاه ضد يهود دارد مورد اول را بهانه كرده وبه انتقاد از فيلم هاي هاليوودي مي پردازد.ويا كسي كه مشكل اصلي بسياري از جوامع را اعتياد مي بيند به مورد سوم اشاره مي كند حال خودتان بگوييد كه مثلا در جامعه ما اگر قرار باشد مردم ازاين سه مورد جزيي يكي را انتخاب كنند كدام را انتخاب مي كنند؟

 

(دوست) 

  

نوشته شده در تاريخ 86/03/10 توسط حلقه نقد فیلم |

 

فيلم به ادبيات گوتيك وفادار نيست.اگر بخواهيم بازنگري اديبانه اي به اين نوع ادبيات ورسوخ آن در حيطه سينما داشته باشيم ما با نشانه هاي شاخص تر مانند فيلم دراكولا، بچه رزماري و...مواجه هستيم فيلم بيشتر سعي دارد به يك روايت پردازي معاصر كلاسيك وفادار باشد.وبرخي از نشانه هاي كمرنگ اين گونه ادبيات را وام بگيرد كه نشانه هاي شاخص آن در فصل انتهايي فيلم است كه شخصيت بدمن فيلم بستري را فراهم مي كند در جهت حضور انبوه نيروهاي پليس و جبهه خير در آن لوكيشني كه مربوط به آن خانه قديمي حومه شهر مي باشد.كه اساسا دربخش قابل توجهي از فيلم هاي منتسب به ادبيات گوتيك حجم گسترده قالب ها در چنين مقعيتي شكل پيدا مي كند. در صورتي كه در اين فيلم سكانس پاياني را در بر مي گيرد.

اگر فيلم را در ژانر سينماي وحشت مورد بررسي قرار دهيم يك نگاه عميقي را چه از نظر تماتيك و چه از نظر ساختار گرايي با آن مواجه نيستيم ولي در نشانه شناسي وساحت تاويل فيلم ساز وفيلم نامه نويس سعي كرده اند كه از اين نشانه ها در جهت شكل گيري يك نگاه معاصر اجتماعي و ماورائي وام بگيرند.

اگر بخواهيم از زاويه فيلم نامه نويس و كار گردان  شخصيت محوري فيلم را(كدي)جستجو كنيم همان ستاره اي است كه در ابتداي فيلم از آن ياد مي شود ستاره ياكوب يا كريسمس ستاره اي كه بعد از ناپدید شدن حضرت مسيح قرار است بعد از 2000 سال نگاه خود را متوجه آدمهاي خوب اين جامعه از دست رفته كند و فيلمساز در نگاه كنايه آميز خود انگار اين شخصيت واين محوريت را به اين شرايط ناهنجار تحميل مي كند.

در بعد تماتيك دوشخصيت در جبهه خير وجود خود را پيدا مي كنند مگي وكدي انگار اين دو شخصيت يك حضور تفكيك ناپذير از يكديگر هستند و يك حس نياز اين ها را به يكديگر وصل مي كند مگي در يك شرايط سني بالاتر از كدي در يك نقطه ترديد آميز در گستره ذهني خود از ابزاروتوانايي هاي ماورائي برخوردار است ولي هيچ موجوديت واقعي پيدا نمي كند.در دنياي ذهني خودش وقتي متوجه شرايط مي شود مي بينيم كه به يك وضعيت دفرمه مي رسد.يك حضور انبوه موش هايي كه يك لوكيشن بسته را پر مي كنند ولي در واقعيت چنين موقعيتي در انتظار بيننده نيست.ولي در مقابل مي بينيم كدي آن فرشته كودكانه در يك نقطه بالاتر از مگي قرار مي گيرد اوست كه مي تواند استعداد خود را در يك جامعه ويك لوكيشن اجتماعي و شهري به فعليت بر ساند.

هر جا نقطه ضعفي در مگي پيدا مي شود حضور ماورائي كدي رخ مي دهد نمونه بارز آن در اواخر فيلم است كه وقتي گلوله اي به مگي شليك شد كدي حضور پيدا مي كند وباعث باز گشت وي به اين دنياي زميني مي شود.

كدي بازي كودكانه اي با آن گوي لرزان دارد كه در داخل آن يك فرشته بالداري است كه اسير شده است واين فرشته مي تواند يك تاويل ويك نماد از خود كدي باشد

خواهر رزا وآن پدري كه روي صندلي چرخدار نشسته يك نشاني از مذهب ساكن و اقيمي است كه در اين جامعه نا هنجار ديگر نمي تواند در اين جامعه ناهنجار نسخه هاي مناسبي تجويز نمايد. اين در حالي است كه شخصيت كدي از اين توانايي ها در جهت حضور ماورايي و نگاه متافيزكي برخوردار است. وجالب اينجاست كه همان شخصيت هاي كلاسيك مذهبي انگار دغدغه شان كدي مي باشد.

 

( اقتباسی از نقد جواد طوسی در موسسه قرن 21 )

 

تهیه و تنظیم: ( دوست )

نوشته شده در تاريخ 86/03/10 توسط حلقه نقد فیلم |

 

 

تقابل شيطان وفرشته:

 

نام اين دختر كدي (به معناي نشانه) كه مي تواند نمادي برحضور ماورايي او باشد.

از حدود دهه 70 به بعد كودكاني در فيلم ها ي زيادي ديده شده اند كه هم نماد فرشته هستند و هم نماد شيطان از جمله اين فيلم ها مي توان از طالع نحس، حلقه، تولد و... نام برد.

 در اين فيلم وفيلم هاي مشابه اختلاف ديدگاه مسيحيت واسلام در ارتباط با فرشته شيطان منجي عالم بشريت روز رستاخيز و.... بخوبي نمايان است.فبل از توضيح مطلب بايد بگويم بنياد تمام اديان يكي است ودر دين اسلام به نگره هاي درست مسيحيت اشاره شده است نكته در تكاملي است كه دين اسلام نسبت به اديان ديگر دارد.و متاسفانه مسيحياني هستند كه اين تكامل را درك نكرده و همچنان بر باورهاي قديم پا فشاري مي كنند .اختلاف خيلي جزئي است و هر دو دين به وجود مادي و فرامادي اشاره دارند ولي ديدگاه مسيحيت به دليل عدم تكامل وشرايط زمان بيشتر به جنبه مادي نظر داردتا فرا مادي بر خلاف اسلام. به عبارت ديگر درباره هريك از مفاهيمي مانند هبوت شيطان بر زمين يا رانده شدن شيطان از در گاه الهي وقتي اين دو ديدگاه را مقايسه مي كنيم مي توان فهميد كه ازديد گاه مسيحيت (بدليل مادي بودن)  شيطان با بخشايش ژايدار انساني مي تواند حضور نداشته باشد.در حالي كه اين قضيه را الهي تر و عرفاني تر مورد بررسي قرار مي دهد.و معتقد است كه شيطانی حضور دارد حتي در وجود انسان و معتقد است انسان با چنگ زدن بر ريسمان الهي بتواند آن را از وجود خود دور نمايد در حقيقت در دين اسلام است كه مي توان حضور بينا بيني نيمي فرشته ونيمي شيطان در وجود انسان حس كنيم.وهمينطور در ارتباط با منجي بشريت كه مسيحيت معتقد به تصليب عيسي مسيح (ع) و ظهور منجي در عالم رستاخيز (كه نسبت به ديد گاه اسلام مادي تر است) مي باشند.

 

 

در باور هاي اسلامي انسان درگير تقابل شيطان و فرشته است كه در نهايت بتواند مسير خود را پيدا كند.واين با باور مسيحيت متفاوت است كه سعي دارد حضور شيطان را زياد جدي نگيرد وبه تقابل خير وشر مادي تر نگاه كند. كه اين باعث بد فهمي مي شود كه مي تواندمنجر به ظهور فرقه هاي شيطان پرستي شود كه در اين فيلم نيز بدان اشاره شده است. اما در دين اسلام به دليل باور هاي تكاملي امكان اين گونه بر داشت هاي غلط به حداقل رسيده است.اين فيلم نمود پس زمينه هاي تلخي است كه امروزه در جوامع غربي با آن مواجه هستيم.موضوعاتي مانند اعتياد از هم پاشيدگي خانواده ها در اين فيلم نشان ميدهد  چقدر آدم ها نياز مندند كه به اين فطرت رجوع كنند.واساسا علت اينكه جوامع غربي در دهه هاي اخير به اين گونه فيلم ها روي آورند همين است.انسان امروز بيش از هر زماني نياز به خدا دارد واين فيلم اين قضيه را به خوبي نشان داده ضمن اينكه اين فيلم در حقيقت به نقد باورهاي سنتي مسيحيت پرداخته است.

در طي فيلم مي بينيم كه قهرمانان داستان را  آدم هاي معمولي از سنخ  ما كه در اطرافشان وجود دارند نجات مي دهند. به عنوان نمونه نجات دادن قهرمان زن داستان وقتي كه اتومبيلش در حال سقوط است و هنگامي كه سوار مترو مي شود مي توان نام برد.

بارها در اين فيلم قهرمان زن داستان تجسم هايي از نيرو هاي پليد شيطاني را به صورت جانوراني در اطراف خود ودر اطراف مكان هاي شيطاني مي بيند اين بر اين موضوع صحه مي گذارد كه اطراف ما پر است از اين شياطين وفرشتگاني كه مي توانند نمادهاي انساني را داشته باشند هميشه ما از طريق اين فرشتگان انسان نما حمايت مي شويم به طوري كه هر بار از خطري نجات پيدا كنيم يكي از اين فرشته ها ما را حمايت مي كند.

حال مي توان مفهوم كلي اين فيلم را دريك جمله خلاصه كرد (در فيلم نيز بدان اشاره شد) وآن جمله اينست:

 

( بزرگترين پيروزي شيطان اينست كه مردم فكر كنند كه ديگر وجود ندارد )

 

 اقتباسی از نقد جعفری نژاد در موسسه قرن 21

 

تهیه وتنظیم: (دوست)

 

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin