تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 85/05/26 توسط حلقه نقد فیلم |

نام فیلم: طعم گیلاس

برنده نخل طلا از جشنواره کن فرانسه

۳۵ میلیمتری رنگی

کارگردان:عباس کیا رستمی

کار گردان فیلم های:ده. کلوز آپ و......

تهیه کننده:عباس کیا رستمی

فیلم نامه:عباس کیا رستمی

فیلم بردار:همایون ارشادی

تدوین:عباس کیا رستمی

بازیگران:همایون ارشادی.عبدالحسین باقری.افشین خورشید باختری.صفر علی مرادی.میر حسین نوری

احمد انصاری.حمید معصومی.الهام ایمانی

نوشته شده در تاريخ 85/05/26 توسط  |

فیلم طمع گلاس ساخته ى عباس کیا رستمی وبا بازی زیبا و کم نظیر همایون ارشادی است که ﻤﺴﺌله خود کشی را اگر نگوییم از دیدی متفاوت ولی به جرآت می توان گفت با نگاهی ساده ودر عین حال پخته در فیلم خود مورد بررسی قرار داده است در ظاهر این فیلم بدین گونه می نماید که مردی برای رهایی از مشکلاتی که در فیلم بدان  هرگز اشاره نمی شود قصد کشتن خود را دارد و برای به تحقق رسیدن این امر متوسل به دیگران می شود.آقای بدیعی دراین فیلم نماد انسانی ضعیف وبی اراده است٬ضعف او از آنجا معلوم است که قصد خود کشی می کندوبی ارادگی او ازآنجا مشخص می شود که حتی در کشتن خود دودل است واین را ما در آخر فیلم می بینیم از ظاهر این فیلم بگذریم وبه عمق این فیلم بیشتر بنگریم متوجه می شویم که این فیلم تنها به ﻤﺴﺌله خود کشی نمی پردازد و خود کشی بهانه ایست در این فیلم برای رسیدن به مفهومی بالاتر مفا هیمی چون٬ فقر٬ تنهایی٬ عدم درک یکدیگروعدم درک مفهوم زندگی که دو مورد اخر مهمترین مفاهیم این فیلم می باشد. که فیلم این مفاهیم را به شکلی زیباوساده بیان میکند بدیعی در این فیلم بر خلاف آنچه همگان بر این باورند که او دنبال کشتن خود می باشد٬ به دنبال پیدا کردن خود در میان جایی است که از آن برخاسته است وبه آن بر خواهد گشت(خاک) شاید همگان بر این باورند که خاک در این فیلم مظهر نیستی است. ولی من بر این باورم که اگر نیستی هم باشد نیستی مادی است. در فیلم طعم گیلاس فیلم سعی دارد نشان دهد که تعتداد زیادی از انسان هایی که به نوعی قصد کمک به او را دارد زبان یاری با او را ندارد. مانند دو سربازی که در ابتدای فیلم می بینیم که هدفی جز بقای خود وخانواده ندارد ودل و زبانی بارای یاری وی ندارند.

 

بدیعی با روحانی افغانی آشنا می شود که نه بدیعی روحانی ووضعیت زندگی اورا درک می کند ونه روحانی وضعیت بدیعی را.شاید اکثرا در این قسمت فیلم بر این باور باشند که فیلم خواسته یا نا خواسته در مسیر قرار گرفته که ارتباط بین روحانیت ومردم را فقط در دیکته های الهی خلاصه کند ویا به زبانی ساده تر می توان-

گفت که فیلم خواسته بگوید که رو حانیت ومردم یکدیگر را درک نمی کنند.شاید بعضی بگویند که بدیعی بدیعی

را نمی توان مجاز برمردم دانست. زیرا او فردی ضعیف وبی اراده است. ولی موضوع اصلی آن است که—

روحانیون باید بتوانند این گونه افراد را به راه راست هدایت کنند٬نه انسان هایی که تنها کمی در انها سستی دیده می شود.ولی با تمام این تفاسیر نتیجه گیری از رابطه مردم بال روحانیت سخت می باشد.وآن را به عهده خود شمامی گذاریم.

در مرحله آخر فیلم سعی دارد درک نا صحیح بعضی مردم را از زندگی وجهانی که در آن زندگی مکنیم را به ما نشان دهد.ودر واقع طعم گیلاس در این فیلم طعم معنوی زندگی بوده که هر کس متواند این طعم را درهرچیز—

 دیگری تجربه کند. وبا یک جمله متن خود را به پایان می رسانم:

به زندگی به هر شکل بنگریم به همان شکل می گذرد.

نوشته شده در تاريخ 85/05/11 توسط حلقه نقد فیلم |

کارگردان : دیوید فینچر

فیلم‌نامه‌نویس : آندرو کوین والکر

فیلمبردار:داریوش خنجی

[ویرایش]

بازیگران

براد پیت (دیوید میلز)

مورگان فریمن (ویلیام سامرست)

گوینت پالترو (تریسی میلز)

کوین اسپیسی (جان دو)

داستان

کارآگاه میلز پرونده‌ای مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای از کاراگاه سامرست گرفته است که اساس این قتل‌ها هفت گناه کبیره‌ای است که در متون مسیحی از آن یاد شده است و طبقات جهنم بر اساس آن است .

نامزد اسکار تدوین برای ریچارد فرانسیس_بروس

 

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin