تبليغاتX
حلقه نقد فیلم
 
نوشته شده در تاريخ 85/02/11 توسط  |

گيلانه (1384)

 

معتمد آریا

 

موضوع : دفاع مقدس ( ضد جنگ )

مدت : 83 دقيقه

کارگردان:  رخشان بني اعتماد - محسن عبدالوهاب

بازيگران:

فاطمه معتمدآريا  (گیلانه)

ريحانه – مسافران- يك بار براي هميشه – همسر – روسري آبي

شوخي – عينك دودي – كلاه قرمزي – عشق + 2 وگيلانه

 

بهرام رادان (اسماعیل)

شور عشق – آبي – ساقي- آواز قو – طلوع تاريك – شمعي در باد – ازدواج صورتي – گيلانه – حكم و تقاطع .

 

باران كوثري (خواهر اسماعیل)

نرگس – روسري آبي – زير پوست شهر – خوابگاه دختران و گيلانه

] باران كوثري متولد سال 1364 دختر رخشان بني اعتماد و جهانگير كوثري است[

 

ژاله صامتي، شاهرخ فروتنيان، مجيد بهرامي، نيره فراهاني

 

فيلمنامه: رخشان بني اعتماد، فريد مصطفوي، محسن عبدالوهاب

تهيه كننده: سعيد سعدي

مديرفيلمبرداري: مرتضي پورصمدي

موسيقي: محمدرضا عليقلي

صدابردار: يدالله نجفي

......................................................

خلاصه داستان: داستان زندگي ننه گيلانه و پسرش اسماعيل در دو مقطع قبل از جنگ و جواني و بعد از جنگ و معلوليت.

......................................................

يادداشت: رخشان بني اعتماد در سال 1382 كارگرداني يكي از سه اپيزود مجموعه روايت سه گانه را با عنوان ننه گيلانه كه به زندگي ننه گيلانه در پس از جنگ كه با عشقي مادرانه فرزند معلول اش را پرستاري مي كند، مي پرداخت بر عهده گرفت. ‏اما با تمجيدهايي كه از اين اپيزود شد بني اعتماد تصميم گرفت با همكاري محسن عبدالوهاب زندگي ننه گيلانه قبل از جنگ را كه به ارتباط او و دختر دم بختش مي پرداخت بسازد و ننه گيلانه را تبديل به فيلمي بلند كند. نام فيلم جديد شد: گيلانه .

ر- بني اعتماد در مقام كارگردان

خارج از محدوده (1366)، زرد قناري (1367)، پول خارجي (1369)، نرگس (1370)، روسري آبي (1373)، بانوي ارديبهشت (1376)، زيرپوست شهر (  1378 ) روزگار ما 1380 ( مستند رخشان بني اعتماد )– گيلانه ( 1384 )

 

52 نفر از منتقدان سينمايي سه فيلم بلند « ليلا »، « باشو غريبه کوچک » و « گيلانه » را به عنوان برترين آثار سينمايي با موضوع « زن » در سال‌هاي پس از انقلاب برگزيدند.گيلانه در هفتمين جشنواره بين‌المللي سينماي جزاير قناري در شهر لاس پالماس اسپانيا، لوح تقدير ويژه هيات داوران را از آن خود كرد.خبرگزاري رسمي اسپانيا "افه" گزارش داد: داوران اين جشنواره لوح تقدير ويژه خود را به اتفاق به فيلم "گيلانه" و فيلم انگليسي- كامروني "خواهر زن"  دادند.

 

نوشته شده در تاريخ 85/02/10 توسط  |

gilaneh دراین ژانر انتقادی موضوعات زیادی در قالب یک اثر سینمایی گنجانده شده است . البته همین موضوع تا اندازه ای پراکندگی خاصی در ذهن بیننده ایجاد می کند.ازیک دیدگاه خیلی روشن مصائب مردم جنگزده بنحوی ملموس به تصویر کشیده شده است.پرداخت فیلمنامه درحقیقت با نشان دادن زوایای دردناک زندگی مردم دران برهه  زمانی یکنوع احساس برائت از پدیده جنگ را در ذهن بیننده ایجاد می کند.مشقات وارده برگیلانه وارزیابی برخی درجامعه ازبرخورداری انها ازامکانات خاص نوعی ازاحساس نادرستی قضاوت انهارادرذهن تماشاگر ایجاد میکند.دراین فیلم تمایل آدمی درپدیدار ساختن احساس عظمت در مواجهه با یک رزمنده را گویی بی جواب می ماند.درانسوی نگاه فیلمنامه به جامعه پیرامون گیلانه وبرخوردغیرمنصفانه با فرزند وی درنقش یک رزمنده به چشم می ایدکه این کمرنگ شدن قدرشناسی ازارزشها کاملا سازگاربامادیگرایی جامعه اوست  .دررنگهای پس زمینه این اثر هنری طبیعت گیلان رابارنگ وبوی مه الود ابری بارانی میبینیم که این خود با فضای سنگین فیلمنامه گره خورده وتاثیر پذیری فیلم را دو چندان می کند.به صدا درامدن زنگ ناقوسی کوچک از سوی فرزند گیلانه در هنگامی که وی می خواست از ادمهای استحاله شده امروزی تنها یک موبایل قرض گرفته وبا دکتروی تماس بگیرد در حقیقت یک جدایی وانفکاک بین ارمان فرزند گیلانه ونگاه جامعه امروزی به اوست.او به نیم نگاه این چنین افرادی خود رانیازمند نمی بیند.

نوشته شده در تاريخ 85/02/09 توسط  |

به نام خدا

این فیلم بیانگر مشکلات مردم ایران است که در هنگام جنگ تحمیلی با آن مواجه می شدند.نمونه های آن را در ابتدای فیلم می توان مشاهده نمود.به عنوان مثال گریه گیلانه برای اینکه فرزندش به جبهه می رود ودر آنسوی

دیگر دامادش که از رفتن به جبهه فراری است وهمسر خود را تنها گذاشته است .در کنار مشکلات گیلانه مشکلات مردم دیگر را که گیلانه طی سفر به تهران آنها را مشاهده می کند نیزدر فیلم به تصویر کشیده شده است که همه اینها بیانگر واقعیت هایی است که در هنگام جنگ وجود داشت.البته این فیلم بیانگر واقعیت دیگری نیز هست وآن مصیبت هایی است که خانواده های مجروحین وجانبازان جنگ بعد از جنگ با ان مواجه هستند کمبود دکترنبود امکانات کافی برای یک جانباز وهمچنین مشاهده برخی رفتارها از افرادی که ازکنار خانهٴ گیلانه عبور می کنند نمونه هایی از این  مشکلات می باشند.

اجازه دهید در ارتبا ط با نکات هنری این فیلم نیز صحبتی داشته باشم:

1-نام گیلانه: به نظر من٬ نویسنده داستان با ظرافت خاصی این نام را برای او انتخاب کرده است نام گیلان بیانگر سرسبزی طراوت وداشتن مردمانی ساده است که تمام این ویژگی ها را می توان در شخصیت گیلانه مشاهده نمود.

2-کدر بودن صحنه های فیلم:که تداعی کننده همان مشکلاتی است که بیان کردم

3-صحنه آخر فیلم :که این وزش باد بیانگر برباد رفتن آرزو های یک مادر می باشد

نکته جالب دیگر در ارتباط با این فیلم  نگاه یک رزمنده به وضعیت موجود در جامعه است که چگونه بسیاری از اهداف خود را که برای آن جنگیده وسلامتی خود را از دست داده است بر باد رفته می بیند٬که باز صحنه آخر این فیلم بیانگر همین مسئله است.

در پایان می خواهم اشاره ای داشته باشم به صحنه ای که همزمانی بمباران با باخبرشدن عاطفه از این مورد که دیگر همسرش رانمی بیند نشان می دهد که باز این صحنه نیز بیانگر مشکلات مردم در هنگام جنگ است و کمک خواستن از اسماعیل در آن صحنه توسط گیلانه که بیانگر این است که این رزمندگان بودندکه با جان فشانی خود  این مشکلات را بر طرف کردند.

نوشته شده در تاريخ 85/02/05 توسط حلقه نقد فیلم |

جنگ تنها در اسلحه و خط مقدم خلاصه می شود . چرا که ضایعات حاصل از این پدیده ی شوم بسیار فراتر از خط مقدم نفوذ کرده و پس لرزه های این نفوذ ناخواسته در گیلانه روایت می شود . گیلانه شاید اشاره به فرد نداشته باشد و بیانگر سرایت ترکش های نادیده تا دورترین نقطه ی ممکن از جبهه ی جنگ باشد و این نوع نگاه است که توانسته داستان را از حصار کلیشه های مرسوم تا حد ممکن دور نگاه دارد . از جمله کلیشه های حذف شده عدم تمرکز بر روی معنویات است که توانسته موجب برجسته نمایی مصیبت های جنگ در پشت جبهه باشد . اما این مصائب تنها به دوران جنگ خلاصه نمی شود . مصیبت های گیلانه  به صورت آشکارا و با بازی هنرمندانه ی معتمد آریا به تصویر کشیده می شود . اما رنج های اسماعیل در فیلم مستتر است و شایسته است از او بگوییم ...سکوتش بیان می کند که در این فیلم در کسوت یک بیننده است و انبوه دردهاست که مهر خاموش بر دهان او زده و او را مهجور کرده است . او نماد جوانی است که با پای خود به قربانگاه می رود در حالی که دارای عشق و شور و احساسات بازدارنده است . اسماعیل سوار بر اسب در حالی که روسری(که نماد عشق است) به همراه دارد با نامزد و خانواده ی خود وداع می کند .

 

روسری (عاشق بودن) و لباس رزم به خوبی یاد آور اسماعیل جوان است در حالی به جنگ می رود که می تواند دنیایی باشد و این زبان حال خیل کثیری از هم کیشان اسماعیل است . احساس وظیفه و رها شدن از اغلال دنیایی برای رسیدن به هدف متعالی . اما 15 سال بعد و شاید زودتر رنج های واقعی اسماعیل کلید می خورد و او این بار زخمی تر کش های روزگار بی درد می شود . صحنه ای که گیلانه به سمت مرد شهری و ماشین مجلل او می رود تا از تلفن همراه او به شهر تلفن کند .... اینجاست که اسماعیل ناقوس رنج های خود را با خستگی به صدا در می آورد و گیلانه را از نزدیک شدن به انسانهای بی درد باز می دارد . و این به حق اوج داستان است . همچنان است صحنه های دیگر که نگاه های خسته اسماعیل را تشدید می کند.  در  جای دیگر زنگوله ای که عنان آن در دست اسماعیل است را به صورت نمای بسته می بینیم در حالی که در پشت این نما گوسفندان در مرتع مشغول چرا هستند و ما صدای زنگوله گوسفندان را می شنویم و اینچنین است که روزگار پر هیاهو ارزشهای ما را به انزوا کشیده است  . از دیگر بر جستگی های تصویری فیلم وقتی است که گیلانه در آلاچیق کنار جاده نشسته و به جایی زل زده است ودر نمای پشت سر او تابلوهای راهنمایی قرمز رنگ کنار جاده مسیر ماشین های سرد و بی روح را از گیلانه و اسماعیل دور می کنند. سر انجام گیلانه و اسماعیل همراه آلام و درد هایشان در هاله ای غلیظ از مه فرو می روند . هر چند وجود دارند اما دیده نمی شوند.

نوشته شده در تاريخ 85/02/03 توسط حلقه نقد فیلم |

در گیر و دار بیان داستان یک نکته و بلکه شبهه از زبان مردم مصیبت زده  مطرح می شود که خوبست اندکی درباره ی آن صحبت کنیم آنجا که می شنویم :

                        " خرمشهر رو که گرفتن باید تمومش می کردن.......!!! "

مطالبی که ذیلا می آید برگرفته از ماهنامه ی پرسمان می باشد

چرا بعد از فتح خرمشهر كه به ايران پيشنهاد اتمام جنگ شد ، جنگ همان طور ادامه يافت ؟

 

از ديدگاه كارشناسان و صاحب‏نظران، تنها مقطعى كه مى‏توانست جنگ به پايان برسد، بعد از فتح خرمشهر بود؛ اما به دلايل ذيل اين امر محقق نشد و جنگ تا سال 1367ش. (زمان پذيرش قطعنامه 598 شوراى امنيت) ادامه يافت.

 اگر صلح را مجموعه‏اى از آتش‏بس، عقب‏نشينى، تعيين متجاوز، تأمين خسارت‏هاى وارده و... بدانيم، بايد بگوييم كه در آن زمان، هيچ گونه پيشنهاد صلحى ارائه نشد و شوراى امنيت و ديگران، تنها آتش بس و در واقع حالت نه جنگ نه صلح را توصيه مى‏كردند. اين امر با توجه به پشتيبانى يك طرفه و آشكار دولت‏هاى بزرگ و نهادهاى بين المللى از عراق، هيچ گاه نمى‏توانست شرايط ايران را براى يك صلح واقعى و شرافت‏مندانه محقق سازد. به اين ترتيب ايران، دلايل منطقى و عقلانى براى ادامه جنگ داشت. اين دلايل عبارت بود از:

 

1 . شرايط ايران براى صلح (شناسايى و تنبيه متجاوز و پرداخت غرامت از سوى عراق)

 

2 . . مرزهاى ايران تأمين نداشت و نقاطى در شلمچه، طلائيه، فكه و قصر شيرين در اشغال عراق بود و نيز شهرهاى سومار، نفت‏شهر و مهران عملاً در اشغال دشمن بود و امكان آزادسازى اين نقاط از راه مذكور، غيرمعقول به نظر مى‏رسيد و راهى جز ادامه جنگ وجود نداشت.

 

3 . شهرهاى آزاد شده همچون خرمشهر، به علت حضور دشمن در شلمچه، همچنان مورد تهديد بود.

 

4 . در حالى كه نيروهاى جمهورى اسلامى در نوار پيروزى قرار داشتند، آتش بس و صلح ناپايدار در هنگام قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق، زيان‏هايى به بار مى‏آورد. اگر آن روز جنگ متوقف مى‏شد و تجربه‏اى چون مذاكرات سوريه و اسرائيل، بر سر ارتفاعات جولان، فراروى ما قرار مى‏گرفت و ما ناچار مى‏شديم بر سر ساير مناطق تحت اشغال، پشت ميز مذاكره با عراق چانه‏زنى بى‏حاصل كنيم؛ امروز جامعه، مسئولان وقت را شماتت مى‏كرد.

 

5 . عدم اطمينان به حكومت بعث عراق و شخص صدام؛ همچنان كه اين موضوع در آخر جنگ هم ثابت شد؛ زمانى كه ايران آتش‏بس و قطعنامه 598 را پذيرفت، عراق به دليل قدرت گرفتن نيروهاى نظامى‏اش دوباره بخش‏هايى از سرزمين ايران را به اشغال خود درآورد

 

 ۶ . به همين منظور در 20 خرداد 1361ش. جلسه‏اى در حضور امام خمينى در جماران تشكيل گرديد و موضوع به شور گذاشته شد. از نظر نظاميان شركت كننده در آن جلسه، امكان پدافند با توقف روى خط مرزى وجود نداشت؛ مهم‏تر اين كه با تكيه بر اصل متعارف نظامى *تعقيب دشمن* هرگونه توقف پس از فتح خرمشهر يك حركت غيراصولى بود.

 

۷ . قطعنامه 514 شوراى امنيت به گونه‏اى طراحى شده بود كه خواسته‏هاى مشروع ايران را در بر نداشت و به عبارت ديگر شوراى امنيت نشان داد كه درصدد مديريت بحران مى‏باشد و نه حل آن.

 

8 . از آن جا كه بعد از فتح خرمشهر هنوز بخش‏هايى از خاك ايران در دست عراق بود، لازم بود ما نيز بخش‏هايى از عراق را در دست داشته باشيم تا در موقع مذاكره با دست پر حاضر باشيم.

 

9 . از دلايل ديگر داخل شدن نيروهاى ايران به خاك عراق، خارج ساختن شهرهاى آبادان و خرمشهر از برد توپخانه عراق و فراهم كردن زمينه بازگشت مردم به اين شهرها بود.

متن کامل

درباره وبلاگ

سینما و تلویزیون ظرف‌هایی تهی هستند كه هر مظروفی را می‌پذیرند.
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin